inexpedience

[ایالات متحده]/ˌɪnɪkˈspiːdiəns/
[بریتانیا]/ˌɪnɪkˈspiːdiəns/

ترجمه

n. عدم خردمندی یا نامناسب بودن؛ یک عمل نامناسب یا غیرعاقلانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inexpedience of action

بی تجربگی در عمل

inexpedience in planning

بی تجربگی در برنامه ریزی

inexpedience of delay

بی تجربگی در به تعویق انداختن

inexpedience in decision

بی تجربگی در تصمیم گیری

inexpedience of change

بی تجربگی در تغییر

inexpedience in communication

بی تجربگی در ارتباطات

inexpedience of methods

بی تجربگی در روش ها

inexpedience in execution

بی تجربگی در اجرا

inexpedience of resources

بی تجربگی در منابع

inexpedience in negotiation

بی تجربگی در مذاکره

جملات نمونه

his inexpedience in handling the project caused delays.

بی تجربگی او در مدیریت پروژه باعث تاخیر شد.

the inexpedience of the decision was evident to everyone.

بی تجربگی تصمیم برای همه آشکار بود.

they criticized her for the inexpedience of her actions.

آنها او را به دلیل بی تجربگی اقداماتش مورد انتقاد قرار دادند.

inexpedience can lead to significant setbacks in business.

بی تجربگی می تواند منجر به عقب ماندن های قابل توجه در کسب و کار شود.

the inexpedience of the proposal was discussed in the meeting.

بی تجربگی پیشنهاد در جلسه مورد بحث قرار گرفت.

his inexpedience was a lesson for the entire team.

بی تجربگی او درس بزرگی برای کل تیم بود.

they learned from the inexpedience of their previous strategy.

آنها از بی تجربگی استراتژی قبلی خود درس گرفتند.

the inexpedience of waiting too long became apparent.

بی تجربگی صبر کردن بیش از حد آشکار شد.

inexpedience in communication can lead to misunderstandings.

بی تجربگی در ارتباط می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he acknowledged the inexpedience of his earlier decisions.

او بی تجربگی تصمیمات قبلی خود را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید