infuriates

[ایالات متحده]/ɪnˈfjʊərieɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈfjʊrieɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به شدت عصبانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

infuriates me

خشمگین می‌کند من را

infuriates everyone

خشمگین می‌کند همه را

infuriates you

خشمگین می‌کند شما را

infuriates us

خشمگین می‌کند ما را

infuriates him

خشمگین می‌کند او را (مرد)

infuriates her

خشمگین می‌کند او را (زن)

infuriates the crowd

خشمگین می‌کند جمعیت را

infuriates the fans

خشمگین می‌کند طرفداران را

infuriates the public

خشمگین می‌کند مردم را

infuriates me greatly

خیلی زیاد خشمگین می‌کند من را

جملات نمونه

his constant interruptions infuriate me.

وقفه های مداوم او باعث خشم من می شود.

the way she talks down to others infuriates her colleagues.

نحوه صحبت کردن او با تحقیر با دیگران باعث خشم همکارانش می شود.

it infuriates me when people are late without a good reason.

وقتی افراد بدون دلیل موجه دیر می رسند، من را خشمگین می کند.

his lack of consideration for others infuriates everyone.

بی توجهی او به دیگران باعث خشم همه می شود.

the unfair treatment of workers infuriates the union.

رفتار ناعادلانه با کارگران اتحادیه را خشمگین می کند.

it infuriates her when people spread false rumors.

وقتی افراد شایعات نادرست پخش می کنند، او را خشمگین می کند.

his arrogance infuriates those around him.

غرور او باعث خشم کسانی که در اطرافش هستند می شود.

the constant noise from the construction site infuriates the residents.

سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث خشم ساکنان می شود.

it infuriates me to see such wastefulness.

دیدن چنین اسراف مرا خشمگین می کند.

the way he dismisses my ideas infuriates me.

نحوه رد کردن ایده های من توسط او، مرا خشمگین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید