enrages

[ایالات متحده]/[ˈenrɪdʒɪz]/
[بریتانیا]/[ˈenrɪdʒɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (transitive) به شدت ناراحت کردن کسی؛ خشم دل کردن
v. (intransitive) به شدت ناراحت شدن؛ خشم دل شدن
v. (به همراه گیرنده) با غضب شدید پر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

enrages me

من را ناراحت می کند

that enrages him

این او را ناراحت می کند

enraged customers

مشتریان ناراحت

being enraged

در حال ناراحت شدن

enraged by lies

به دلیل دروغ ناراحت

enraged state

وضعیت ناراحت

enraged response

پاسخ ناراحت

enrages everyone

همه را ناراحت می کند

enraged quickly

سریعا ناراحت می شود

جملات نمونه

the constant delays enrage most passengers.

تاخیرهای مکرر باعث ناراحتی اکثر مسافران می‌شود.

his blatant disregard for the rules enrages the coach.

عدم توجه او به قوانین باعث ناراحتی مربی می‌شود.

the unfair decision enrages the team and their fans.

تصمیم غیر عادلانه باعث ناراحتی تیم و هوادارانش می‌شود.

seeing the destruction enrages her to the point of tears.

دیدن تخریب باعث ناراحتی او به حدی می‌شود که از آن درد می‌کند.

the politician's lies enrage the public.

کذب‌های سیاستمدار باعث ناراحتی عموم مردم می‌شود.

the slow internet speed enrages me every time.

سرعت کند اینترنت هر بار من را ناراحت می‌کند.

the noise from the construction site enrages the neighbors.

صوت از محل ساخت و ساز باعث ناراحتی همسایگان می‌شود.

the lack of progress enrages the investors.

عدم پیشرفت باعث ناراحتی سرمایگذاران می‌شود.

the injustice of the system enrages many people.

نابرابری سیستم باعث ناراحتی بسیاری از افراد می‌شود.

the sudden change in plans enrages the entire project team.

تغییر ناگهانی در برنامه‌ها باعث ناراحتی تمامی تیم پروژه می‌شود.

the driver's reckless behavior enrages the other motorists.

رفتار بی‌احتیاط راننده باعث ناراحتی سایر رانندگان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید