inhibitedness

[ایالات متحده]/[ɪnˈhɪbɪtɪdnəs]/
[بریتانیا]/[ɪnˈhɪbɪtɪdnəs]/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن محدود شده؛ محدودیت در رفتار، بیان یا تعامل اجتماعی؛ خجالت یا رزرو خودآگاهانه که اقدام یا گفتار خودگویی را محدود می‌کند؛ تمایل روانشناختی به مهار ناخواسته، احساسات یا پاسخ‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

emotional inhibitedness

کìmودگی عاطفی

overcoming inhibitedness

پیروز شدن بر کìmودگی

childhood inhibitedness

کìmودگی در کودکی

sexual inhibitedness

کìmودگی جنسی

cultural inhibitedness

کìmودگی فرهنگی

feelings of inhibitedness

احساسات کìmودگی

inhibitedness about sex

کìmودگی در مورد جنسیت

overcoming one's inhibitedness

پیروز شدن بر کìmودگی فرد

inhibitedness from trauma

کìmودگی ناشی از تراوما

experiencing inhibitedness

تجربه کìmودگی

جملات نمونه

her emotional inhibitedness made it difficult for her to express affection.

محدودیت عاطفی او باعت شد که بیان عشق را برای او دشوار سازد.

the patient's sexual inhibitedness was addressed in therapy.

محدودیت جنسی بیمار در درمان مورد بررسی قرار گرفت.

his social inhibitedness prevented him from networking effectively.

محدودیت اجتماعی او باعث شد که او به طور موثر شبکه سازی نکند.

childhood inhibitedness often stems from strict parenting.

محدودیت کودکی اغلب از پرورش سختگیرانه ناشی می‌شود.

the new employee overcame her initial inhibitedness in meetings.

کارمند جدید محدودیت اولیه خود در جلسات را غلبه کرد.

cultural inhibitedness can affect international business negotiations.

محدودیت فرهنگی می‌تواند بر مذاکرات تجاری بین‌المللی تأثیر بگذارد.

the therapist helped him address his communication inhibitedness.

درمانگر کمک کرد تا محدودیت ارتباطی او را برطرف کند.

personal inhibitedness may limit career advancement opportunities.

محدودیت شخصی ممکن است فرصت‌های پیشرفت شغلی را محدود کند.

her artistic expression was constrained by psychological inhibitedness.

بیان هنری او توسط محدودیت روانشناختی محدود شد.

the team noticed his inhibitedness during presentations.

تیم محدودیت او در حین ارائه‌ها را متوجه شد.

interpersonal inhibitedness can strain professional relationships.

محدودیت بین‌فردی می‌تواند روابط حرفه‌ای را تنش‌زا کند.

self-inhibitedness requires conscious effort to overcome.

محدودیت خود به خود نیاز به تلاش آگاهانه برای غلبه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید