insufferably arrogant
بسیار مغرور و غیرقابل تحمل
insufferably slow
بسیار کند و غیرقابل تحمل
insufferably loud
بسیار بلند و غیرقابل تحمل
His behavior toward the waiter was insufferably overbearing.
رفتار او نسبت به گارسون به طرز غیرقابل تحملی بسیار خودخواهانه بود.
She was insufferably arrogant during the meeting.
او در طول جلسه به طرز غیرقابل تحملی مغرور بود.
His insufferably loud music kept the neighbors awake.
موسیقی بسیار بلند و غیرقابل تحمل او باعث بیدار ماندن همسایهها شد.
The insufferably hot weather made it difficult to concentrate.
هوا به طرز غیرقابل تحملی داغ بود و تمرکز را دشوار میکرد.
Their insufferably slow service frustrated the customers.
خدمات بسیار کند و غیرقابل تحمل آنها باعث ناراحتی مشتریان شد.
He was insufferably smug after winning the competition.
او پس از برنده شدن در مسابقه به طرز غیرقابل تحملی خودپسند بود.
The insufferably long line at the grocery store tested everyone's patience.
صف بسیار طولانی در فروشگاه مواد غذایی صبر همه را به چالش کشید.
The insufferably loud chewing noises from the table next to us ruined our dinner.
صدای جویدن بسیار بلند از میز کنار ما شام ما را خراب کرد.
Her insufferably slow driving caused a traffic jam.
رانندگی بسیار کند و غیرقابل تحمل او باعث ایجاد ترافیک شد.
The insufferably hot temperature inside the room made it unbearable to stay for long.
دمای بسیار داغ و غیرقابل تحمل داخل اتاق باعث شد که تحمل ماندن برای مدت طولانی غیرممکن باشد.
The insufferably long wait for the results made everyone anxious.
انتظار بسیار طولانی برای نتایج باعث نگرانی همه شد.
insufferably arrogant
بسیار مغرور و غیرقابل تحمل
insufferably slow
بسیار کند و غیرقابل تحمل
insufferably loud
بسیار بلند و غیرقابل تحمل
His behavior toward the waiter was insufferably overbearing.
رفتار او نسبت به گارسون به طرز غیرقابل تحملی بسیار خودخواهانه بود.
She was insufferably arrogant during the meeting.
او در طول جلسه به طرز غیرقابل تحملی مغرور بود.
His insufferably loud music kept the neighbors awake.
موسیقی بسیار بلند و غیرقابل تحمل او باعث بیدار ماندن همسایهها شد.
The insufferably hot weather made it difficult to concentrate.
هوا به طرز غیرقابل تحملی داغ بود و تمرکز را دشوار میکرد.
Their insufferably slow service frustrated the customers.
خدمات بسیار کند و غیرقابل تحمل آنها باعث ناراحتی مشتریان شد.
He was insufferably smug after winning the competition.
او پس از برنده شدن در مسابقه به طرز غیرقابل تحملی خودپسند بود.
The insufferably long line at the grocery store tested everyone's patience.
صف بسیار طولانی در فروشگاه مواد غذایی صبر همه را به چالش کشید.
The insufferably loud chewing noises from the table next to us ruined our dinner.
صدای جویدن بسیار بلند از میز کنار ما شام ما را خراب کرد.
Her insufferably slow driving caused a traffic jam.
رانندگی بسیار کند و غیرقابل تحمل او باعث ایجاد ترافیک شد.
The insufferably hot temperature inside the room made it unbearable to stay for long.
دمای بسیار داغ و غیرقابل تحمل داخل اتاق باعث شد که تحمل ماندن برای مدت طولانی غیرممکن باشد.
The insufferably long wait for the results made everyone anxious.
انتظار بسیار طولانی برای نتایج باعث نگرانی همه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید