verbal insulter
زبانآور توهینکننده
insulter role
نقش توهینکننده
known insulter
توهینکنندهی شناختهشده
insulter behavior
رفتار توهینکننده
insulter tactics
تاکتیکهای توهینکننده
insulter comments
نظرات توهینکننده
insulter identity
هویت توهینکننده
insulter language
زبان توهینکننده
insulter traits
ویژگیهای توهینکننده
insulter remarks
اظهارات توهینکننده
he was called an insulter for his harsh words.
او به دلیل حرفهای تندش به عنوان توهینکننده مورد خطاب قرار گرفت.
being an insulter can damage relationships.
توهینکننده بودن میتواند به روابط آسیب برساند.
she did not want to be known as an insulter.
او نمیخواست به عنوان توهینکننده شناخته شود.
the insulter faced consequences for his behavior.
توهینکننده برای رفتارش با عواقب روبرو شد.
his reputation as an insulter grew over time.
شهرت او به عنوان توهینکننده با گذشت زمان بیشتر شد.
people often avoid an insulter in conversations.
افراد اغلب از توهینکننده در گفتگوها اجتناب میکنند.
she was tired of being called an insulter.
او از اینکه به عنوان توهینکننده خطاب میشد خسته شده بود.
an insulter rarely earns respect from others.
یک توهینکننده به ندرت احترام دیگران را به دست میآورد.
the insulter was reprimanded by the teacher.
توهینکننده توسط معلم تذکر داده شد.
his insulter remarks made the situation worse.
اظهارات توهینآمیز او وضعیت را بدتر کرد.
verbal insulter
زبانآور توهینکننده
insulter role
نقش توهینکننده
known insulter
توهینکنندهی شناختهشده
insulter behavior
رفتار توهینکننده
insulter tactics
تاکتیکهای توهینکننده
insulter comments
نظرات توهینکننده
insulter identity
هویت توهینکننده
insulter language
زبان توهینکننده
insulter traits
ویژگیهای توهینکننده
insulter remarks
اظهارات توهینکننده
he was called an insulter for his harsh words.
او به دلیل حرفهای تندش به عنوان توهینکننده مورد خطاب قرار گرفت.
being an insulter can damage relationships.
توهینکننده بودن میتواند به روابط آسیب برساند.
she did not want to be known as an insulter.
او نمیخواست به عنوان توهینکننده شناخته شود.
the insulter faced consequences for his behavior.
توهینکننده برای رفتارش با عواقب روبرو شد.
his reputation as an insulter grew over time.
شهرت او به عنوان توهینکننده با گذشت زمان بیشتر شد.
people often avoid an insulter in conversations.
افراد اغلب از توهینکننده در گفتگوها اجتناب میکنند.
she was tired of being called an insulter.
او از اینکه به عنوان توهینکننده خطاب میشد خسته شده بود.
an insulter rarely earns respect from others.
یک توهینکننده به ندرت احترام دیگران را به دست میآورد.
the insulter was reprimanded by the teacher.
توهینکننده توسط معلم تذکر داده شد.
his insulter remarks made the situation worse.
اظهارات توهینآمیز او وضعیت را بدتر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید