ironed shirt
پیراهن اتوکشی شده
ironed pants
شلوار اتوکشی شده
ironed dress
لباس اتوکشی شده
ironed fabric
پارچه اتوکشی شده
ironed linens
ملس اتوکشی شده
ironed tablecloth
زیرپوستی اتوکشی شده
ironed uniform
لباس فرم اتوکشی شده
ironed clothes
لباسهای اتوکشی شده
ironed handkerchief
دستمال جیبی اتوکشی شده
ironed curtains
پردههای اتوکشی شده
she ironed her dress before the party.
او قبل از مهمانی لباسش را اتو کرد.
the shirt was ironed to perfection.
پیراهن به طور کامل اتو شده بود.
he always irons his clothes every sunday.
او همیشه هر یکشنبه لباسهایش را اتو میکند.
the wrinkles disappeared after being ironed.
چین و چروکها پس از اتو کردن از بین رفتند.
she prefers to have her shirts ironed at the dry cleaners.
او ترجیح میدهد پیراهنهایش را در خشکشویی اتو کنند.
he accidentally ironed a hole in his pants.
او به طور تصادفی یک سوراخ در شلوارش ایجاد کرد.
they ironed the tablecloth for the dinner party.
آنها برای مهمانی شام رومیزی را اتو کردند.
after being ironed, the fabric looked brand new.
پس از اتو کردن، پارچه کاملاً نو به نظر میرسید.
she taught him how to properly iron a shirt.
او به او نحوه اتو کردن صحیح یک پیراهن را آموزش داد.
ironed clothes make a good impression at interviews.
لباسهای اتو شده در مصاحبهها تاثیر خوبی میگذارند.
ironed shirt
پیراهن اتوکشی شده
ironed pants
شلوار اتوکشی شده
ironed dress
لباس اتوکشی شده
ironed fabric
پارچه اتوکشی شده
ironed linens
ملس اتوکشی شده
ironed tablecloth
زیرپوستی اتوکشی شده
ironed uniform
لباس فرم اتوکشی شده
ironed clothes
لباسهای اتوکشی شده
ironed handkerchief
دستمال جیبی اتوکشی شده
ironed curtains
پردههای اتوکشی شده
she ironed her dress before the party.
او قبل از مهمانی لباسش را اتو کرد.
the shirt was ironed to perfection.
پیراهن به طور کامل اتو شده بود.
he always irons his clothes every sunday.
او همیشه هر یکشنبه لباسهایش را اتو میکند.
the wrinkles disappeared after being ironed.
چین و چروکها پس از اتو کردن از بین رفتند.
she prefers to have her shirts ironed at the dry cleaners.
او ترجیح میدهد پیراهنهایش را در خشکشویی اتو کنند.
he accidentally ironed a hole in his pants.
او به طور تصادفی یک سوراخ در شلوارش ایجاد کرد.
they ironed the tablecloth for the dinner party.
آنها برای مهمانی شام رومیزی را اتو کردند.
after being ironed, the fabric looked brand new.
پس از اتو کردن، پارچه کاملاً نو به نظر میرسید.
she taught him how to properly iron a shirt.
او به او نحوه اتو کردن صحیح یک پیراهن را آموزش داد.
ironed clothes make a good impression at interviews.
لباسهای اتو شده در مصاحبهها تاثیر خوبی میگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید