ironed

[ایالات متحده]/ˈaɪənd/
[بریتانیا]/ˈaɪərnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت آهن; با نیزه ماهی را با نیزه زدن; در آهن ریختن; برای تقویت اتصالات آهنی اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ironed shirt

پیراهن اتوکشی شده

ironed pants

شلوار اتوکشی شده

ironed dress

لباس اتوکشی شده

ironed fabric

پارچه اتوکشی شده

ironed linens

ملس اتوکشی شده

ironed tablecloth

زیرپوستی اتوکشی شده

ironed uniform

لباس فرم اتوکشی شده

ironed clothes

لباس‌های اتوکشی شده

ironed handkerchief

دستمال جیبی اتوکشی شده

ironed curtains

پرده‌های اتوکشی شده

جملات نمونه

she ironed her dress before the party.

او قبل از مهمانی لباسش را اتو کرد.

the shirt was ironed to perfection.

پیراهن به طور کامل اتو شده بود.

he always irons his clothes every sunday.

او همیشه هر یکشنبه لباس‌هایش را اتو می‌کند.

the wrinkles disappeared after being ironed.

چین و چروک‌ها پس از اتو کردن از بین رفتند.

she prefers to have her shirts ironed at the dry cleaners.

او ترجیح می‌دهد پیراهن‌هایش را در خشکشویی اتو کنند.

he accidentally ironed a hole in his pants.

او به طور تصادفی یک سوراخ در شلوارش ایجاد کرد.

they ironed the tablecloth for the dinner party.

آنها برای مهمانی شام رومیزی را اتو کردند.

after being ironed, the fabric looked brand new.

پس از اتو کردن، پارچه کاملاً نو به نظر می‌رسید.

she taught him how to properly iron a shirt.

او به او نحوه اتو کردن صحیح یک پیراهن را آموزش داد.

ironed clothes make a good impression at interviews.

لباس‌های اتو شده در مصاحبه‌ها تاثیر خوبی می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید