irreconcilably

[ایالات متحده]/[ˌɪrɪˈkɒn.sɪ.lə.blɪ]/
[بریتانیا]/[ˌɪrɪˈkɒn.sɪ.lə.bli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌تواند حل یا هماهنگی پیدا کند؛ غیرقابل بازگشت؛ به اندازه‌ای که صلح‌طلبی ممکن نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

irreconcilably divided

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی تقسیم شده

irreconcilably opposed

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی مخالف

irreconcilably different

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی متفاوت

irreconcilably linked

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی پیوند خورده

irreconcilably bound

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی محدود شده

irreconcilably set

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی تنظیم شده

irreconcilably apart

به طور کاملاً غیرقابل تطبیقی جدا

جملات نمونه

their political views proved irreconcilably different, leading to a bitter split.

نظرات سیاسی آنها به گونه‌ای متفاوت بود که باعث شکافت ناگهانی شد.

the two companies found their business goals irreconcilably opposed.

دو شرکت متوجه شدند که اهداف کسب و کار آنها به طور کامل متعارض است.

the evidence presented was so strong that the defendant's case was irreconcilably damaged.

دلایل ارائه شده به گونه‌ای قوی بود که دفاع متهم به طور کامل آسیب دید.

the two sides remained irreconcilably divided over the terms of the agreement.

دو طرف در مورد شرایط قرارداد به طور کامل از هم جدا ماندند.

the past trauma had left them irreconcilably scarred, unable to move on.

سکوت گذشته آنها به طور کامل جریحه دیده بودند و نتوانستند از آن عبور کنند.

the budget cuts were irreconcilably at odds with the department's mission.

کاهش بودجه به طور کامل با مأموریت بخش در تضاد بود.

the scientist's findings were irreconcilably inconsistent with the established theory.

یافته‌های دانشمند به طور کامل با نظریه قائل شده مغایر بود.

their personal feelings and professional obligations became irreconcilably intertwined.

احساسات شخصی و تعهدات حرفه‌ای آنها به طور کامل با هم پیچیده شدند.

the two philosophies were irreconcilably opposed to each other.

دو فلسفه به طور کامل با یکدیگر متعارض بودند.

the data presented in the report were irreconcilably contradictory.

داده‌های ارائه شده در گزارش به طور کامل متعارض بودند.

the two nations found their interests irreconcilably conflicting.

دو کشور متوجه شدند که منافع آنها به طور کامل با یکدیگر در تضاد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید