reconcilably

[ایالات متحده]/rɪˈkɒnsɪləbli/
[بریتانیا]/rɪˈkɑːnsɪləbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل تطبیق است؛ به گونه‌ای که تناقضی ندارد

عبارات و ترکیب‌ها

irreconcilably opposed

متعارض ناصلحی

جملات نمونه

the two conflicting theories were reconcilably distinct.

دو نظریه متعارض به طور قابل تطبیق متمایز بودند.

they resolved the dispute reconcilably and quickly.

آنها به طور قابل تطبیق و سریع اختلاف را حل کردند.

their goals differed but were reconcilably aligned.

اهداف آنها متفاوت بودند اما به طور قابل تطبیق هم‌راستا بودند.

such diverse viewpoints can coexist reconcilably in a democracy.

چنین نگرش‌های متنوعی در یک دموکراسی می‌توانند به طور قابل تطبیق با یکدیگر زندگی کنند.

the budget discrepancy was reconcilably corrected by the accountant.

تفاوت بودجه توسط حسابدار به طور قابل تطبیق اصلاح شد.

we found a reconcilably amicable solution for both sides.

ما یک راه‌حل متعادل و قابل تطبیق برای هر دو طرف پیدا کردیم.

his recent statements are reconcilably consistent with his past actions.

اعلامی‌های اخیر او با رفتارهای گذشته‌اش به طور قابل تطبیق سازگار است.

the opposing parties settled the matter reconcilably.

طرفین مخالف به طور قابل تطبیق این مسئله را حل کردند.

these seemingly opposing interests are reconcilably managed through trade.

این علایق ظاهراً متعارض به طور قابل تطبیق از طریق تجارت مدیریت می‌شوند.

the family divided the estate reconcilably and equally.

خانواده به طور قابل تطبیق و عادلانه میراث را تقسیم کرد.

the errors in the ledger were reconcilably minor.

خطاهای در جدول حسابداری به طور قابل تطبیق کوچک بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید