irremovably

[ایالات متحده]/[ˌɪrɪˈməʊvəbli]/
[بریتانیا]/[ˌɪrɪˈmoʊvəbli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌تواند حذف یا جابه‌جایی شود؛ به طور دائمی؛ محکم یا ایمناً ثابت شده؛ بدون لرزیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

irremovably fixed

ثابت و غیر قابل جدا کردن

irremovably attached

پیوسته و غیر قابل جدا کردن

irremovably linked

مربوط و غیر قابل جدا کردن

irremovably embedded

deeply embedded and irremovable

irremovably set

ثابت و غیر قابل جابه جایی

irremovably present

وجود داشته و غیر قابل حذف

irremovably bound

محدود و غیر قابل جدا کردن

irremovably secured

امن و غیر قابل جدا کردن

جملات نمونه

the stain was irremovably fixed to the fabric.

پятно به طور غیر قابل حذف به پارچه چسبیده بود.

he felt irremovably linked to his family history.

او احساس می‌کرد که به طور غیر قابل حذفی به تاریخ خانواده‌اش مرتبط است.

the memory was irremovably etched in her mind.

خاطره به طور غیر قابل حذفی در ذهن او گریزید.

the belief was irremovably ingrained in his character.

این باور به طور غیر قابل حذفی در شخصیت او گریزید.

the feeling of guilt was irremovably present.

احساس خطا به طور غیر قابل حذفی حضور داشت.

the bridge is irremovably part of the city’s landscape.

پل به طور غیر قابل حذفی بخشی از منظر شهر است.

the tradition was irremovably tied to the holiday season.

این رسم به طور غیر قابل حذفی به فصل تعطیلات مرتبط بود.

the company's reputation was irremovably associated with quality.

معنای شرکت به طور غیر قابل حذفی با کیفیت مرتبط بود.

the problem was irremovably connected to the larger issue.

این مشکل به طور غیر قابل حذفی به مسئله بزرگ‌تر مرتبط بود.

the past was irremovably shaping his future.

گذشته به طور غیر قابل حذفی آینده او را شکل می‌داد.

the image was irremovably burned into his memory.

تصویر به طور غیر قابل حذفی در حافظه او سوزانده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید