irreproachably

[ایالات متحده]/ˌɪrəˈprəʊtʃəbli/
[بریتانیا]/ˌɪrəˈproʊtʃəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان آن را مورد انتقاد یا سرزنش قرار داد

عبارات و ترکیب‌ها

live irreproachably

زندگی بی نقص داشته باشید

perform irreproachably

اجرا کنید به طور بی نقص

act irreproachably

عمل کنید به طور بی نقص

behave irreproachably

رفتار کنید به طور بی نقص

speak irreproachably

صحبت کنید به طور بی نقص

conduct irreproachably

هدایت کنید به طور بی نقص

serve irreproachably

خدمت کنید به طور بی نقص

write irreproachably

نوشتن به طور بی نقص

present irreproachably

ارائه به طور بی نقص

manage irreproachably

مدیریت به طور بی نقص

جملات نمونه

she completed the project irreproachably.

او پروژه را به طور بی‌عیب و نقص تکمیل کرد.

he always behaves irreproachably in public.

او همیشه به طور بی‌عیب و نقص در حضور عموم رفتار می‌کند.

the team worked irreproachably to meet the deadline.

تیم برای رسیدن به مهلت مقرر به طور بی‌عیب و نقص کار کرد.

her performance was irreproachably flawless.

عملکرد او کاملاً بی‌عیب و نقص بود.

he managed the crisis irreproachably.

او بحران را به طور بی‌عیب و نقص مدیریت کرد.

the report was written irreproachably.

گزارش به طور بی‌عیب و نقص نوشته شد.

they executed the plan irreproachably.

آنها طرح را به طور بی‌عیب و نقص اجرا کردند.

her conduct was irreproachably professional.

رفتار او کاملاً حرفه‌ای و بی‌عیب و نقص بود.

the event was organized irreproachably.

این رویداد به طور بی‌عیب و نقص سازماندهی شد.

he presented his arguments irreproachably.

او استدلال‌های خود را به طور بی‌عیب و نقص ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید