jamboree

[ایالات متحده]/ˌdʒæmbəˈriː/
[بریتانیا]/ˌdʒæmbəˈriː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گردهمایی جوانان؛ گردهمایی شاداب
Word Forms
جمعjamborees

جملات نمونه

the film industry's annual jamboree in Cannes.

جشنواره سالانه صنعت فیلم در کن

The annual jamboree attracted visitors from all over the country.

این جشنواره سالانه بازدیدکنندگان را از سراسر کشور جذب کرد.

The scout troop organized a jamboree in the forest.

گروه پیش‌راهنمایی یک جشن بزرگ در جنگل برگزار کرد.

We had a jamboree to celebrate the end of the school year.

ما یک جشن برای بزرگداشت پایان سال تحصیلی برگزار کردیم.

The music jamboree featured a variety of genres and artists.

این جشن موسیقی شامل انواع ژانرها و هنرمندان بود.

The community organized a jamboree to raise funds for charity.

جامعه برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خیریه یک جشن برگزار کرد.

The jamboree included games, music, and food for everyone to enjoy.

این جشن شامل بازی‌ها، موسیقی و غذا برای لذت همه بود.

The jamboree was a great opportunity for people to come together and have fun.

این جشن فرصتی عالی برای دورهمی و خوشگذرانی مردم بود.

We volunteered to help set up the jamboree decorations.

ما داوطلبانه برای کمک به نصب دکوراسیون جشن شدیم.

The school jamboree showcased student talents in various performances.

این جشن مدرسه استعدادهای دانش‌آموزان را در اجراهای مختلف به نمایش گذاشت.

The jamboree ended with a spectacular fireworks display.

این جشن با یک نمایش آتش‌بازی تماشایی به پایان رسید.

نمونه‌های واقعی

About 20 high schools sent runners to the jamboree.

حدود 20 مدرسه ثانوی دونده به جامبوری فرستادند.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

Brands that had paid to advertise alongside the jamboree complained.

برندهایی که برای تبلیغ در کنار جامبوری پرداخت کرده بودند شکایت کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Donald Trump used the White House as a backdrop for parts of the jamboree.

دونالد ترامپ از کاخ سفید به عنوان پس زمینه برای بخشی از جامبوری استفاده کرد.

منبع: The Economist (Summary)

More often, they performed at county fairs, Boy Scout jamborees, and rodeos.

اغلب در نمایشگاه های شهرستان، جامبوری های پیشاهنگ و مسابقات رودئو اجرا می کردند.

منبع: who was series

Don't wanna get trapped in the middle of your country bear jamboree.

نمی خواهم در وسط جامبوری خرس روستایی شما گرفتار شوید.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

When its CEO, Soren Toft, spoke at a shipping jamboree in Long Beach this month, he revealed next to nothing.

وقتی مدیرعامل آن، سورن توفت، این ماه در یک جامبوری حمل و نقل در لانگ بیچ صحبت کرد، تقریباً هیچ چیز را فاش نکرد.

منبع: Economist Business

On August 26th, at an annual jamboree for central bankers in Jackson Hole, Wyoming, Mr Powell sang a different tune.

در 26 آگوست، در یک جامبوری سالانه برای بانکداران مرکزی در جکسون هول، وایومینگ، آقای پاول آهنگ متفاوتی خواند.

منبع: Economist Finance and economics

Mr Draghi has just implicitly conceded that fiscal and monetary policy in the euro zone is too tight at the annual economics jamboree in Jackson Hole.

آقای دراگی به طور ضمنی اعتراف کرد که سیاست مالی و پولی در منطقه یورو در جامبوری سالانه اقتصاد در جکسون هول بیش از حد سخت است.

منبع: The Economist (Summary)

Some sources hold that jumbo (" a very large specimen of its kind" ) and jamboree (" a large festive gathering" ) derive from Swahili.

برخی منابع معتقدند که جامبو (" یک نمونه بسیار بزرگ از نوع خود") و جامبوری (" یک گردهمایی بزرگ و جشن") از سواحلی مشتق شده اند.

منبع: "Christian Science Monitor" Reading Selections

Whenever the sound of the wind died away, Laura could faintly hear the noise of that wild jamboree in the Indian camp.

هر زمان که صدای باد خاموش می شد، لورا می توانست به طور مبهم صدای آن جامبوری وحشی در کمپ سرخپوستان را بشنود.

منبع: The little cabin on the grassland.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید