jerkily

[ایالات متحده]/'dʒə:kili/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت گرفتاری و ناهماهنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

move jerkily

حرکت ناگهانی

walk jerkily

قدم زدن با حرکت‌های ناگهانی

glance jerkily

نگاه کردن با حرکت‌های ناگهانی

جملات نمونه

He walked jerkily down the uneven path.

او با حرکت‌های ناهموار و منقطع در مسیر ناهموار پایین می‌رفت.

The old machine started jerkily before running smoothly.

ماشین قدیمی قبل از اینکه به طور روان کار کند، به طور ناگهانی شروع به کار کرد.

She jerkily reached out to grab the falling book.

او به طور ناگهانی دست دراز کرد تا کتاب در حال سقوط را بگیرد.

The car moved jerkily as it struggled up the steep hill.

ماشین با حرکت‌های ناهموار و منقطع به سختی در حال بالا رفتن از تپه شیب‌دار بود.

He jerkily adjusted his tie before entering the meeting room.

او قبل از ورود به اتاق کنفرانس، درستی بستن کروات خود را به طور ناگهانی تنظیم کرد.

The robot moved jerkily as it tried to mimic human movements.

ربات با حرکت‌های ناهموار و منقطع تلاش کرد تا حرکات انسان را تقلید کند.

The video playback was jerkily due to a poor internet connection.

به دلیل اتصال اینترنت ضعیف، پخش ویدیو به صورت ناگهانی بود.

The injured bird flew jerkily before landing on the ground.

پرنده زخمی قبل از فرود آمدن روی زمین، به طور ناگهانی پرواز کرد.

The dancer moved jerkily to the beat of the music.

رقصنده با حرکت‌های ناهموار و منقطع با ریتم موسیقی همراه شد.

The boat rocked jerkily in the rough waters.

کشتی در آب‌های خشن به طور ناگهانی تاب می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید