jingle

[ایالات متحده]/'dʒɪŋg(ə)l/
[بریتانیا]/'dʒɪŋgl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای ریتمیک با ساختار شاعرانه ساده
vt. & vi. ایجاد صدای زنگ یا جیرجیر کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریjingling
زمان گذشتهjingled
قسمت سوم فعلjingled
شکل سوم شخص مفردjingles
جمعjingles

عبارات و ترکیب‌ها

jingle bells

زنگوله های جشن

jingle sound

صدای جینگل

jingle advertising

تبلیغات جینگل

jingle lyrics

اجزای جینگل

jingle contest

مسابقه جینگل

jingle writer

نویسنده جینگل

jingle bell

زنگوله جیرجیر

جملات نمونه

jingles for TV advertising

آهنگ‌های تبلیغاتی برای تلویزیون

The bells jingled all the way.

زنگ‌ها در تمام مسیر زنگ می‌زدند.

jingled the odd change in his pockets.

او سکه‌های عجیب و غریب را در جیب‌هایش به صدا درآورد.

The coins jingled in his pocket.

سکه ها در جیبش زنگ زدند.

When he was about to leave, the Master asked him to take some money and return home in a boat or carriage.But Latu declared he had a few pennies and jingled the coins in his pocket.

وقتی داشت می‌رفت، استاد از او خواست که مقداری پول بردارد و با قایق یا واگن به خانه برگردد. اما لاتو اعلام کرد که چند سنت دارد و سکه‌ها را در جیبش به صدا درآورد.

She could hear the jingle of the bells as the horse approached.

او می‌توانست صدای زنگ‌ها را با نزدیک شدن اسب بشنود.

The jingle of the keys in his pocket reminded him of home.

صدای کلیدها در جیبش او را به یاد خانه انداخت.

The jingle of coins in his pocket made him feel rich.

صدای سکه‌ها در جیبش او را احساس ثروتمندی داد.

The catchy jingle of the advertisement stuck in her head all day.

آهنگ تبلیغاتی جذاب در طول روز در ذهنش ماندگار شد.

He composed a jingle for the new product launch.

او یک آهنگ برای معرفی محصول جدید ساخت.

The jingle of the ice cream truck brought all the kids running.

صدای کامیون بستنی باعث شد همه بچه‌ها بدوند.

The jingle of her laughter filled the room with joy.

صدای خنده او اتاق را پر از شادی کرد.

The jingle of the wind chimes soothed her as she sat on the porch.

صدای وزنه های بادی آرامش را برای او به ارمغان آورد، همانطور که روی ایوان نشسته بود.

He wrote a catchy jingle for the radio commercial.

او یک آهنگ جذاب برای تبلیغ رادیویی نوشت.

The jingle of the tambourine added to the festive atmosphere of the party.

صدای دایره به فضای جشن در مهمانی اضافه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید