jobholder

[ایالات متحده]/ˈdʒɒbˌhəʊldə/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːbˌhoʊldər/

ترجمه

n. فردی که شغلی دارد، به ویژه یک موقعیت دائمی؛ فردی که در یک نقش خاص استخدام شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

jobholder benefits

مزایای متصدی شغل

jobholder rights

حقوق متصدی شغل

jobholder status

وضعیت متصدی شغل

jobholder responsibilities

مسئولیت‌های متصدی شغل

jobholder qualifications

صلاحیت‌های متصدی شغل

jobholder performance

عملکرد متصدی شغل

jobholder assessment

ارزیابی متصدی شغل

jobholder feedback

بازخورد متصدی شغل

jobholder training

آموزش متصدی شغل

jobholder position

موقعیت متصدی شغل

جملات نمونه

the jobholder is responsible for managing the team.

متصدی مسئولیت مدیریت تیم است.

every jobholder must meet the performance standards.

هر متصدی باید استانداردهای عملکرد را رعایت کند.

a good jobholder should possess strong communication skills.

یک متصدی خوب باید مهارت های ارتباطی قوی داشته باشد.

the jobholder will receive training for new software.

متصدی برای نرم افزار جدید آموزش خواهد دید.

it's essential for the jobholder to adapt to changes.

برای متصدی، سازگاری با تغییرات ضروری است.

the jobholder's role includes mentoring new employees.

نقش متصدی شامل آموزش دادن به کارمندان جدید است.

jobholders are encouraged to provide feedback on processes.

از متصدیان خواسته می شود که در مورد فرآیندها بازخورد ارائه دهند.

the jobholder must comply with company policies.

متصدی باید با سیاست های شرکت مطابقت داشته باشد.

each jobholder has unique responsibilities within the team.

هر متصدی مسئولیت های منحصر به فردی در تیم دارد.

the jobholder's performance will be evaluated quarterly.

عملکرد متصدی به صورت سه ماهه ارزیابی خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید