jotted

[ایالات متحده]/[ˈdʒɒtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈdʒɒtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نوشتاری سریع و مختصر کردن؛ یادداشت مختصر گذاشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

jotted down

پیش‌نویس کردن

quickly jotted

سریع پیش‌نویس کردن

jotted notes

یادداشت‌های پیش‌نویس

jotting ideas

نوشتن ایده‌ها

jotted briefly

به طور مختصر پیش‌نویس کردن

he jotted

او پیش‌نویس کرد

jotted something

چیزی را پیش‌نویس کرد

jotting away

پیش‌نویس کردن

jotted details

جزئیات پیش‌نویس

jotting down

پیش‌نویس کردن

جملات نمونه

i jotted down the meeting details in my notebook.

من جزئیات جلسه را در دفترم یاد گرفتم.

she quickly jotted a reminder on a sticky note.

او سریع یک یادآوری را روی یک نت چسبنده یاد گرفت.

he jotted a few ideas during the brainstorming session.

او در جلسه ایده یابی چند ایده یاد گرفت.

the chef jotted down a new recipe to try.

شکیف یک رецیپ جدید را یاد گرفت تا امتحان کند.

i jotted a phone number on the back of an envelope.

من یک شماره تلفن را روی پشت یک پوسته یاد گرفتم.

she jotted a quick note to herself before leaving.

او قبل از رفتن یک نکته سریع به خودش یاد گرفت.

he jotted down his thoughts on the project proposal.

او فکرهای خود را در مورد پیشنهاد پروژه یاد گرفت.

i jotted a list of groceries before heading to the store.

من قبل از رفتن به فروشگاه لیستی از خریداری ها یاد گرفتم.

the student jotted important facts during the lecture.

دانشجو در حین درس چند نکته مهم یاد گرفت.

she jotted a brief summary of the article.

او یک خلاصه کوتاه از مقاله یاد گرفت.

he jotted a few key points to remember later.

او چند نکته کلیدی را یاد گرفت تا بعداً به یاد بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید