joyous

[ایالات متحده]/ˈdʒɔɪəs/
[بریتانیا]/ˈdʒɔɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از شادی و خوشحالی; باعث یا بیانگر شادی

عبارات و ترکیب‌ها

joyous occasion

مناسبت شاد

جملات نمونه

a joyous celebration of life

یک جشن شاد از زندگی

The bells rang a joyous peal.

ناقوس‌ها زنگ شادی‌بخش به گوش رسید.

scenes of joyous celebration.

صحنه‌های جشن‌های شاد.

caught the joyous mood of the festival.

فضای جشن را در آغوش گرفت.

The astronaut was welcomed with joyous,resounding acclaim.

فضانورد با استقبالی شاد و رسا مورد استقبال قرار گرفت.

The couple's engagement was announced in a joyous spirit.

نامزدی زوج با روحیه شادی بخش اعلام شد.

a cathedral roof reechoing joyous hymns;

سقف کلیسا که سرودهای شاد را منعکس می کرد.

Mysterious Great Gorge — Kuzhu River Gorge: There are grand cliffs, grotesquerie stones, joyous fishes and singing birds, fly falls and flow springs.

دره بزرگ و اسرارآمیز بزرگ — دره رودخانه Kuzhu: صخره‌های بزرگ، سنگ‌های عجیب و غریب، ماهی‌های شاد و پرندگان آوازخوان، آبشارها و چشمه‌های جریان وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید