so kawaii
چقدر کوئیکی
very kawaii
خیلی کوئیکی
kawaii outfit
پوشاک کوئیکی
kawaii style
سبک کوئیکی
kawaii vibes
حالت کوئیکی
kawaii things
چیزهای کوئیکی
kawaii characters
شخصیتهای کوئیکی
kawaii stickers
چسبهای کوئیکی
kawaii plushies
چنگالهای کوئیکی
kawaii accessories
دکمههای کوئیکی
the cafe sells kawaii plush toys in every color.
کافه این پوسترها را در هر رنگی که میخواهید فروش میکند.
she wore a kawaii outfit with pastel socks and a ribbon.
او یک لباس کوئیکی با جورابهای رنگهای نرم و یک کرکن پوشید.
he has a kawaii smile that brightens the whole room.
او یک لبخند کوئیکی دارد که تمام اتاق را روشن میکند.
the artist drew a kawaii character with big sparkling eyes.
هنرمند یک شخصیت کوئیکی را با چشمان بزرگ و لامپدار رسم کرد.
they decorated the notebook with kawaii stickers and stars.
آنها دفترچه را با چسبهای کوئیکی و ستارهها زیباییگری کردند.
her phone case is covered in kawaii animals and hearts.
پوسته تلفن او با حیوانات و قلبهای کوئیکی پوشیده شده است.
we bought a kawaii keychain as a small souvenir.
ما یک چرخکلید کوئیکی را به عنوان یک یادگار کوچک خریدیم.
the shop plays music while you browse kawaii accessories.
در این فروشگاه موسیقی پخش میشود در حالی که شما لوازم کوئیکی را مرور میکنید.
she posted a kawaii selfie with a cat filter.
او یک خودگیری کوئیکی با فیلتر میماوش منتشر کرد.
the bakery makes kawaii cupcakes shaped like tiny pandas.
بیکری کیکهای کوئیکی را با شکلهای میوههای کوچک تهیه میکند.
his desk is full of kawaii stationery, from pens to clips.
میز او پر از لوازم کوئیکی است، از قلمها تا چرخها.
the game features kawaii graphics and cheerful sound effects.
این بازی از گرافیکهای کوئیکی و اثرات صوتی خوشحالکننده برخوردار است.
so kawaii
چقدر کوئیکی
very kawaii
خیلی کوئیکی
kawaii outfit
پوشاک کوئیکی
kawaii style
سبک کوئیکی
kawaii vibes
حالت کوئیکی
kawaii things
چیزهای کوئیکی
kawaii characters
شخصیتهای کوئیکی
kawaii stickers
چسبهای کوئیکی
kawaii plushies
چنگالهای کوئیکی
kawaii accessories
دکمههای کوئیکی
the cafe sells kawaii plush toys in every color.
کافه این پوسترها را در هر رنگی که میخواهید فروش میکند.
she wore a kawaii outfit with pastel socks and a ribbon.
او یک لباس کوئیکی با جورابهای رنگهای نرم و یک کرکن پوشید.
he has a kawaii smile that brightens the whole room.
او یک لبخند کوئیکی دارد که تمام اتاق را روشن میکند.
the artist drew a kawaii character with big sparkling eyes.
هنرمند یک شخصیت کوئیکی را با چشمان بزرگ و لامپدار رسم کرد.
they decorated the notebook with kawaii stickers and stars.
آنها دفترچه را با چسبهای کوئیکی و ستارهها زیباییگری کردند.
her phone case is covered in kawaii animals and hearts.
پوسته تلفن او با حیوانات و قلبهای کوئیکی پوشیده شده است.
we bought a kawaii keychain as a small souvenir.
ما یک چرخکلید کوئیکی را به عنوان یک یادگار کوچک خریدیم.
the shop plays music while you browse kawaii accessories.
در این فروشگاه موسیقی پخش میشود در حالی که شما لوازم کوئیکی را مرور میکنید.
she posted a kawaii selfie with a cat filter.
او یک خودگیری کوئیکی با فیلتر میماوش منتشر کرد.
the bakery makes kawaii cupcakes shaped like tiny pandas.
بیکری کیکهای کوئیکی را با شکلهای میوههای کوچک تهیه میکند.
his desk is full of kawaii stationery, from pens to clips.
میز او پر از لوازم کوئیکی است، از قلمها تا چرخها.
the game features kawaii graphics and cheerful sound effects.
این بازی از گرافیکهای کوئیکی و اثرات صوتی خوشحالکننده برخوردار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید