kempt

[ایالات متحده]/kɛmpt/
[بریتانیا]/kɛmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتب؛ خوب آرایش شده

عبارات و ترکیب‌ها

well kempt

خوش‌نگهداری

kempt appearance

ظاهر مرتب

kempt hair

موهای مرتب

kempt garden

باغ مرتب

kempt look

ظاهر مرتب

kempt clothing

لباس مرتب

kempt style

سبک مرتب

kempt beard

سبیل مرتب

kempt workspace

فضای کاری مرتب

kempt pet

حیوان خانگی مرتب

جملات نمونه

she always looks kempt and polished for her job interviews.

او همیشه مرتب و آراسته به نظر می‌رسد، به خصوص برای مصاحبه‌های شغلی.

his kempt appearance impressed everyone at the gala.

ظاهر مرتب او همه را در مهمانی شگفت زده کرد.

it's important to maintain a kempt garden for curb appeal.

برای جذابیت بصری، حفظ یک باغ مرتب مهم است.

she prefers a kempt hairstyle for formal occasions.

او ترجیح می‌دهد برای مناسبت‌های رسمی، یک مدل موی مرتب داشته باشد.

his office is always kempt, reflecting his organized nature.

دفتر او همیشه مرتب است و نشان‌دهنده طبیعت منظم اوست.

the dog was well-groomed and kempt, showing it was loved.

سگ به خوبی آراسته و مرتب بود و نشان می‌داد که دوست‌داشتنی است.

after the makeover, she looked kempt and radiant.

پس از تغییر چهره، او مرتب و درخشان به نظر می‌رسید.

he likes to keep his clothes kempt and free of wrinkles.

او دوست دارد لباس‌هایش را مرتب و بدون چروک نگه دارد.

the hotel staff ensured the lobby was always kempt for guests.

پرسنل هتل اطمینان حاصل کردند که لابی همیشه برای مهمانان مرتب باشد.

her kempt demeanor made a positive impression on the clients.

رفتار مرتب او تأثیر مثبتی بر روی مشتریان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید