well kempt
خوشنگهداری
kempt appearance
ظاهر مرتب
kempt hair
موهای مرتب
kempt garden
باغ مرتب
kempt look
ظاهر مرتب
kempt clothing
لباس مرتب
kempt style
سبک مرتب
kempt beard
سبیل مرتب
kempt workspace
فضای کاری مرتب
kempt pet
حیوان خانگی مرتب
she always looks kempt and polished for her job interviews.
او همیشه مرتب و آراسته به نظر میرسد، به خصوص برای مصاحبههای شغلی.
his kempt appearance impressed everyone at the gala.
ظاهر مرتب او همه را در مهمانی شگفت زده کرد.
it's important to maintain a kempt garden for curb appeal.
برای جذابیت بصری، حفظ یک باغ مرتب مهم است.
she prefers a kempt hairstyle for formal occasions.
او ترجیح میدهد برای مناسبتهای رسمی، یک مدل موی مرتب داشته باشد.
his office is always kempt, reflecting his organized nature.
دفتر او همیشه مرتب است و نشاندهنده طبیعت منظم اوست.
the dog was well-groomed and kempt, showing it was loved.
سگ به خوبی آراسته و مرتب بود و نشان میداد که دوستداشتنی است.
after the makeover, she looked kempt and radiant.
پس از تغییر چهره، او مرتب و درخشان به نظر میرسید.
he likes to keep his clothes kempt and free of wrinkles.
او دوست دارد لباسهایش را مرتب و بدون چروک نگه دارد.
the hotel staff ensured the lobby was always kempt for guests.
پرسنل هتل اطمینان حاصل کردند که لابی همیشه برای مهمانان مرتب باشد.
her kempt demeanor made a positive impression on the clients.
رفتار مرتب او تأثیر مثبتی بر روی مشتریان گذاشت.
well kempt
خوشنگهداری
kempt appearance
ظاهر مرتب
kempt hair
موهای مرتب
kempt garden
باغ مرتب
kempt look
ظاهر مرتب
kempt clothing
لباس مرتب
kempt style
سبک مرتب
kempt beard
سبیل مرتب
kempt workspace
فضای کاری مرتب
kempt pet
حیوان خانگی مرتب
she always looks kempt and polished for her job interviews.
او همیشه مرتب و آراسته به نظر میرسد، به خصوص برای مصاحبههای شغلی.
his kempt appearance impressed everyone at the gala.
ظاهر مرتب او همه را در مهمانی شگفت زده کرد.
it's important to maintain a kempt garden for curb appeal.
برای جذابیت بصری، حفظ یک باغ مرتب مهم است.
she prefers a kempt hairstyle for formal occasions.
او ترجیح میدهد برای مناسبتهای رسمی، یک مدل موی مرتب داشته باشد.
his office is always kempt, reflecting his organized nature.
دفتر او همیشه مرتب است و نشاندهنده طبیعت منظم اوست.
the dog was well-groomed and kempt, showing it was loved.
سگ به خوبی آراسته و مرتب بود و نشان میداد که دوستداشتنی است.
after the makeover, she looked kempt and radiant.
پس از تغییر چهره، او مرتب و درخشان به نظر میرسید.
he likes to keep his clothes kempt and free of wrinkles.
او دوست دارد لباسهایش را مرتب و بدون چروک نگه دارد.
the hotel staff ensured the lobby was always kempt for guests.
پرسنل هتل اطمینان حاصل کردند که لابی همیشه برای مهمانان مرتب باشد.
her kempt demeanor made a positive impression on the clients.
رفتار مرتب او تأثیر مثبتی بر روی مشتریان گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید