klutz

[ایالات متحده]/klʌts/
[بریتانیا]/klʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد دست و پا چلفتی؛ یک احمق؛ یک فرد awkward؛ یک فرد اجتماعی inept
Word Forms
جمعklutzs

عبارات و ترکیب‌ها

klutz at sports

بی‌هوش در ورزش

klutz with tools

بی‌هوش با ابزار

klutz on ice

بی‌هوش روی یخ

klutz at dancing

بی‌هوش در رقص

klutz in public

بی‌هوش در حضور عموم

klutz with words

بی‌هوش با کلمات

klutz on stage

بی‌هوش روی صحنه

klutz while driving

بی‌هوش هنگام رانندگی

klutz in fashion

بی‌هوش در مد

جملات نمونه

he's such a klutz; he always trips over his own feet.

او خیلی دست و پا چلفتی است؛ همیشه روی پای خودش می‌افتد.

don't be a klutz at the party; try not to spill your drink.

در مهمانی دست و پا چلفتی نباشید؛ سعی کنید نوشیدنی خود را نریزید.

she broke the vase because she's a klutz in the kitchen.

او گلدان را شکست، چون در آشپزخانه دست و پا چلفتی است.

as a klutz, he often drops his phone.

به عنوان یک فرد دست و پا چلفتی، او اغلب تلفن همراهش را می‌ندازد.

my friend is a klutz when it comes to sports.

دوست من در ورزش‌ها دست و پا چلفتی است.

being a klutz, she always needs help with her projects.

به دلیل دست و پا چلفتی بودنش، او همیشه به کمک در پروژه‌هایش نیاز دارد.

he made a klutz move by forgetting his lines on stage.

او با فراموش کردن دیالوگ‌هایش روی صحنه، یک حرکت دست و پا چلفتی انجام داد.

don't worry about being a klutz; everyone makes mistakes.

نگران نباشید اگر دست و پا چلفتی هستید؛ همه اشتباه می‌کنند.

her klutziness is part of her charm.

دست و پا چلفتی بودنش بخشی از جذابیت اوست.

he always laughs it off when he acts like a klutz.

وقتی مثل یک فرد دست و پا چلفتی رفتار می‌کند، همیشه آن را نادیده می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید