| جمع | klutzs |
klutz at sports
بیهوش در ورزش
klutz with tools
بیهوش با ابزار
klutz on ice
بیهوش روی یخ
klutz at dancing
بیهوش در رقص
klutz in public
بیهوش در حضور عموم
klutz with words
بیهوش با کلمات
klutz on stage
بیهوش روی صحنه
klutz while driving
بیهوش هنگام رانندگی
klutz in fashion
بیهوش در مد
he's such a klutz; he always trips over his own feet.
او خیلی دست و پا چلفتی است؛ همیشه روی پای خودش میافتد.
don't be a klutz at the party; try not to spill your drink.
در مهمانی دست و پا چلفتی نباشید؛ سعی کنید نوشیدنی خود را نریزید.
she broke the vase because she's a klutz in the kitchen.
او گلدان را شکست، چون در آشپزخانه دست و پا چلفتی است.
as a klutz, he often drops his phone.
به عنوان یک فرد دست و پا چلفتی، او اغلب تلفن همراهش را میندازد.
my friend is a klutz when it comes to sports.
دوست من در ورزشها دست و پا چلفتی است.
being a klutz, she always needs help with her projects.
به دلیل دست و پا چلفتی بودنش، او همیشه به کمک در پروژههایش نیاز دارد.
he made a klutz move by forgetting his lines on stage.
او با فراموش کردن دیالوگهایش روی صحنه، یک حرکت دست و پا چلفتی انجام داد.
don't worry about being a klutz; everyone makes mistakes.
نگران نباشید اگر دست و پا چلفتی هستید؛ همه اشتباه میکنند.
her klutziness is part of her charm.
دست و پا چلفتی بودنش بخشی از جذابیت اوست.
he always laughs it off when he acts like a klutz.
وقتی مثل یک فرد دست و پا چلفتی رفتار میکند، همیشه آن را نادیده میگیرد.
klutz at sports
بیهوش در ورزش
klutz with tools
بیهوش با ابزار
klutz on ice
بیهوش روی یخ
klutz at dancing
بیهوش در رقص
klutz in public
بیهوش در حضور عموم
klutz with words
بیهوش با کلمات
klutz on stage
بیهوش روی صحنه
klutz while driving
بیهوش هنگام رانندگی
klutz in fashion
بیهوش در مد
he's such a klutz; he always trips over his own feet.
او خیلی دست و پا چلفتی است؛ همیشه روی پای خودش میافتد.
don't be a klutz at the party; try not to spill your drink.
در مهمانی دست و پا چلفتی نباشید؛ سعی کنید نوشیدنی خود را نریزید.
she broke the vase because she's a klutz in the kitchen.
او گلدان را شکست، چون در آشپزخانه دست و پا چلفتی است.
as a klutz, he often drops his phone.
به عنوان یک فرد دست و پا چلفتی، او اغلب تلفن همراهش را میندازد.
my friend is a klutz when it comes to sports.
دوست من در ورزشها دست و پا چلفتی است.
being a klutz, she always needs help with her projects.
به دلیل دست و پا چلفتی بودنش، او همیشه به کمک در پروژههایش نیاز دارد.
he made a klutz move by forgetting his lines on stage.
او با فراموش کردن دیالوگهایش روی صحنه، یک حرکت دست و پا چلفتی انجام داد.
don't worry about being a klutz; everyone makes mistakes.
نگران نباشید اگر دست و پا چلفتی هستید؛ همه اشتباه میکنند.
her klutziness is part of her charm.
دست و پا چلفتی بودنش بخشی از جذابیت اوست.
he always laughs it off when he acts like a klutz.
وقتی مثل یک فرد دست و پا چلفتی رفتار میکند، همیشه آن را نادیده میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید