| جمع | knickknacks |
cute knickknack
وسایل تزئینی بامزه
collectible knickknack
وسایل تزئینی قابل جمعآوری
quirky knickknack
وسایل تزئینی عجیب و غریب
vintage knickknack
وسایل تزئینی قدیمی
decorative knickknack
وسایل تزئینی
colorful knickknack
وسایل تزئینی رنگارنگ
unique knickknack
وسایل تزئینی منحصر به فرد
handmade knickknack
وسایل تزئینی دست ساز
small knickknack
وسایل تزئینی کوچک
funny knickknack
وسایل تزئینی خنده دار
she collects all kinds of knickknacks from her travels.
او انواع مختلف وسایل تزئینی را از سفر هایش جمع آوری می کند.
the shelf was filled with colorful knickknacks.
قفسه پر از وسایل تزئینی رنگارنگ بود.
he loves to decorate his room with quirky knickknacks.
او عاشق تزئین اتاقش با وسایل تزئینی عجیب و غریب است.
my grandmother has a whole cabinet of knickknacks.
مادربزرگم یک کلکسیون کامل از وسایل تزئینی دارد.
they sell unique knickknacks at the local flea market.
آنها وسایل تزئینی منحصر به فرد را در بازار محلی می فروشند.
her desk is cluttered with knickknacks and photos.
میز او مملو از وسایل تزئینی و عکس است.
he gifted me a knickknack that reminded me of our trip.
او به من یک وسیله تزئینی هدیه داد که مرا از سفرمان یادآوری می کرد.
these knickknacks are great conversation starters.
این وسایل تزئینی شروع کننده مکالمه های خوبی هستند.
she enjoys crafting her own knickknacks at home.
او از ساخت وسایل تزئینی خود در خانه لذت می برد.
he often finds interesting knickknacks at thrift stores.
او اغلب وسایل تزئینی جالب را در مغازه های دست دوم پیدا می کند.
cute knickknack
وسایل تزئینی بامزه
collectible knickknack
وسایل تزئینی قابل جمعآوری
quirky knickknack
وسایل تزئینی عجیب و غریب
vintage knickknack
وسایل تزئینی قدیمی
decorative knickknack
وسایل تزئینی
colorful knickknack
وسایل تزئینی رنگارنگ
unique knickknack
وسایل تزئینی منحصر به فرد
handmade knickknack
وسایل تزئینی دست ساز
small knickknack
وسایل تزئینی کوچک
funny knickknack
وسایل تزئینی خنده دار
she collects all kinds of knickknacks from her travels.
او انواع مختلف وسایل تزئینی را از سفر هایش جمع آوری می کند.
the shelf was filled with colorful knickknacks.
قفسه پر از وسایل تزئینی رنگارنگ بود.
he loves to decorate his room with quirky knickknacks.
او عاشق تزئین اتاقش با وسایل تزئینی عجیب و غریب است.
my grandmother has a whole cabinet of knickknacks.
مادربزرگم یک کلکسیون کامل از وسایل تزئینی دارد.
they sell unique knickknacks at the local flea market.
آنها وسایل تزئینی منحصر به فرد را در بازار محلی می فروشند.
her desk is cluttered with knickknacks and photos.
میز او مملو از وسایل تزئینی و عکس است.
he gifted me a knickknack that reminded me of our trip.
او به من یک وسیله تزئینی هدیه داد که مرا از سفرمان یادآوری می کرد.
these knickknacks are great conversation starters.
این وسایل تزئینی شروع کننده مکالمه های خوبی هستند.
she enjoys crafting her own knickknacks at home.
او از ساخت وسایل تزئینی خود در خانه لذت می برد.
he often finds interesting knickknacks at thrift stores.
او اغلب وسایل تزئینی جالب را در مغازه های دست دوم پیدا می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید