lamentably

[ایالات متحده]/'læməntəbəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. متاسفانه، با تاسف

جملات نمونه

lamentably, the project was not completed on time

متاسفانه، پروژه به موقع تکمیل نشد

lamentably, she lost her phone on the way to work

متاسفانه، او تلفن همراه خود را در راه رفتن به سر کار گم کرد

lamentably, he failed to secure the job he wanted

متاسفانه، نتوانست شغلی که می‌خواست را به دست آورد

lamentably, the concert was canceled due to bad weather

متاسفانه، کنسرت به دلیل آب و هوای نامساعد لغو شد

lamentably, the company went bankrupt despite efforts to save it

متاسفانه، شرکت با وجود تلاش برای نجات آن ورشکست شد

lamentably, the team lost the championship in the final game

متاسفانه، تیم در بازی نهایی جام قهرمانی را باخت

lamentably, the book was out of stock at the bookstore

متاسفانه، کتاب در فروشگاه موجود نبود

lamentably, the train was delayed for hours

متاسفانه، قطار ساعت‌ها تاخیر داشت

lamentably, the museum was closed for renovations

متاسفانه، موزه به دلیل بازسازی‌ها تعطیل بود

lamentably, the school trip was canceled due to unforeseen circumstances

متاسفانه، سفر مدرسه به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده لغو شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید