languishes

[ایالات متحده]/ˈlæŋɡwɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈlæŋɡwɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای مدت طولانی رنج بردن؛ آزار دیده شدن؛ ضعیف‌تر شدن؛ به خاطر longing لاغر یا غمگین شدن

عبارات و ترکیب‌ها

languishes in silence

در سکوت زوال می‌کند

languishes in despair

در ناامیدی زوال می‌کند

languishes without hope

بدون امید زوال می‌کند

languishes in pain

در رنج زوال می‌کند

languishes in obscurity

در فراموشی زوال می‌کند

languishes for attention

برای جلب توجه زوال می‌کند

languishes in neglect

در بی‌توجهی زوال می‌کند

languishes in solitude

در تنهایی زوال می‌کند

languishes in doubt

در تردید زوال می‌کند

languishes for freedom

برای آزادی زوال می‌کند

جملات نمونه

the plant languishes without sunlight.

گیاه بدون نور خورشید پژمرده می‌شود.

he languishes in a job that offers no growth.

او در شغلی که هیچ رشدی ندارد، دچار رکود می‌شود.

the project languishes due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه دچار رکود می‌شود.

she languishes in the shadows of her successful siblings.

او در سایه خواهر و برادران موفقش دچار رکود می‌شود.

the town languishes as businesses close down.

با تعطیل شدن کسب و کارها، شهر دچار رکود می‌شود.

his creativity languishes without inspiration.

بدون الهام، خلاقیت او دچار رکود می‌شود.

the relationship languishes without communication.

بدون ارتباط، رابطه دچار رکود می‌شود.

the athlete languishes on the bench.

ورزشکار روی نیمکت دچار رکود می‌شود.

the novel languishes in a drawer, unfinished.

رمان ناتمام در کشو دچار رکود می‌شود.

the garden languishes in neglect.

با بی‌توجهی، باغ دچار رکود می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید