lassoed

[ایالات متحده]/ˈlæsuːd/
[بریتانیا]/ˈlæsuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل lasso

عبارات و ترکیب‌ها

lassoed the horse

اسب را با شلاق گرفت

lassoed the cattle

گاوها را با شلاق گرفت

lassoed the rope

طناب را با شلاق گرفت

lassoed my heart

قلب من را با شلاق گرفت

lassoed the target

هدف را با شلاق گرفت

lassoed the dreams

رویاها را با شلاق گرفت

lassoed the idea

ایده را با شلاق گرفت

lassoed the moment

لحظه را با شلاق گرفت

lassoed the stars

ستاره‌ها را با شلاق گرفت

lassoed the future

آینده را با شلاق گرفت

جملات نمونه

the cowboy lassoed the runaway calf.

کاوگ boy شورتی اسب فراری را با حلقه گرفت.

she lassoed the idea for her new project.

او ایده برای پروژه جدید خود را با حلقه گرفت.

they lassoed the attention of the audience with their performance.

آنها با اجرای خود توجه مخاطبان را با حلقه گرفتند.

the children lassoed the balloons during the party.

کودکان بالن‌ها را در طول مهمانی با حلقه گرفتند.

he lassoed his dreams and made them a reality.

او رویاهای خود را با حلقه گرفت و آنها را به واقعیت تبدیل کرد.

she skillfully lassoed the horse in the corral.

او به طرز ماهرانه اسب را در حصار با حلقه گرفت.

the team lassoed the championship title this year.

تیم امسال عنوان قهرمانی را با حلقه گرفت.

he lassoed the stray dog and took it home.

او سگ ولگرد را با حلقه گرفت و آن را به خانه برد.

the artist lassoed inspiration from nature.

هنرمند از طبیعت الهام گرفت.

she lassoed a great deal on her new car.

او معامله خوبی برای ماشین جدیدش انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید