lazing

[ایالات متحده]/ˈleɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈleɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل گذراندن زمان به صورت آرام یا تنبل؛ گذراندن زمان بدون انجام هیچ چیز یا بسیار کم

عبارات و ترکیب‌ها

lazing around

چرت زدن

lazing about

چرت زدن

lazing in

چرت زدن در

lazing out

چرت زدن بیرون

lazing on

چرت زدن روی

lazing together

چرت زدن با هم

lazing by

چرت زدن کنار

lazing away

چرت زدن و گذراندن وقت

lazing outside

چرت زدن بیرون

lazing indoors

چرت زدن داخل

جملات نمونه

after a long week, i enjoy lazing around on the weekend.

بعد از یک هفته طولانی، از تنبلی کردن آخر هفته لذت می برم.

she spent the whole afternoon lazing by the pool.

او کل بعد از ظهر را در کنار استخر تنبلی کرد.

on rainy days, i love lazing indoors with a good book.

در روزهای بارانی، دوست دارم در داخل خانه با یک کتاب خوب تنبلی کنم.

we spent the day lazing on the beach and soaking up the sun.

ما روز را در ساحل تنبلی کردیم و آفتاب گرفتیم.

there's nothing better than lazing around with friends on a lazy sunday.

هیچ چیز بهتر از تنبلی کردن با دوستان در یک یکشنبه تنبل نیست.

he was lazing about instead of doing his homework.

او به جای انجام تکالیفش تنبلی می کرد.

the cat loves lazing in the sunbeam that comes through the window.

گربه عاشق تنبلی کردن در پرتو خورشیدی که از پنجره می تابد است.

we spent our vacation lazing in the hammock.

ما تعطیلات خود را در آلاچیق تنبلی کردیم.

on weekends, i prefer lazing around rather than going out.

در آخر هفته، ترجیح می دهم به جای بیرون رفتن، تنبلی کنم.

he enjoys lazing around and watching movies all day.

او از تنبلی کردن و تماشای فیلم در طول روز لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید