leaked

[ایالات متحده]/li:kt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فاش شده؛
adj. قبلاً فاش شده.
Word Forms
زمان گذشتهleaked
قسمت سوم فعلleaked

عبارات و ترکیب‌ها

leaked information

اطلاعات نشت یافته

confidential documents leaked

نشت اسناد محرمانه

leaked report

گزارش نشت یافته

classified information leaked

نشت اطلاعات طبقه‌بندی‌شده

جملات نمونه

a report was leaked to the press.

گزارشی به رسانه ها لو رفت.

a recently leaked cabinet paper.

یک سند کابینه که اخیراً نشت کرده است.

leaked classified information to a reporter.

اطلاعات طبقه‌بندی‌شده را به یک خبرنگار نشت داد.

He leaked the news of the ambassador's visit.

او خبر بازدید سفیر را فاش کرد.

Nobody knew how the secret had leaked out.

هیچ کس نمی دانست راز چگونه فاش شده است.

They have leaked the information out to the press.

آنها اطلاعات را به رسانه ها لو داده اند.

He leaked the news to his friend.

او خبر را به دوستش فاش کرد.

When the pipe leaked, we sent for a plumber.

وقتی لوله نشتی داشت، برای یک لوله‌کش فرستادیم.

worrying stories leaked out .

داستان های نگران کننده فاش شد.

The oil leaked away because there was a small hole in the tank.

نفت به دلیل وجود سوراخ کوچکی در مخزن نشت کرد.

Documents leaked to this newspaper purport to reveal that radioactive waste is being illegally dumped on the site.

مدارکی که به این روزنامه نشت کرده‌اند، ادعا می‌کنند که زباله‌های رادیواکتیو به طور غیرقانونی در این مکان رها می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید