leaven

[ایالات متحده]/'lev(ə)n/
[بریتانیا]/'lɛvən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث تخمیر شدن
vi. تغییر تدریجی را تجربه کردن
n. مخمر؛ آنزیم؛ تأثیر ظریف
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریleavening
شکل سوم شخص مفردleavens
زمان گذشتهleavened
قسمت سوم فعلleavened
جمعleavens

عبارات و ترکیب‌ها

leaven bread

خمیر با مخمر

leavening agent

عامال ور آمدن

جملات نمونه

a leavening of humor;

یک افزودنی طنز؛

leavened breads are forbidden during Passover.

نان‌های پف‌دار در طول عید پسح ممنوع هستند.

the proceedings should be leavened by humour.

در جریان روندها باید با طنز همراه باشد.

the leaven of reform working in their minds;

خمیر مایه اصلاحات در ذهن آنها در حال کار است;

they acted as an intellectual leaven to the warriors who dominated the city.

آنها به عنوان یک عامل مخمر فکری برای جنگجویانی که شهر را تحت سلطه داشتند، عمل کردند.

Yeast is a common leaven used in baking bread.

خمیر مایه یک خمیر مایه رایج است که در پخت نان استفاده می شود.

She added a pinch of baking powder to leaven the cake batter.

او مقدار کمی بیکینگ پودر برای پف دادن خمیر کیک اضافه کرد.

A little humor can leaven a serious conversation.

کمی طنز می تواند یک مکالمه جدی را پف دهد.

Cultural diversity can leaven a community, bringing new perspectives and ideas.

تنوع فرهنگی می تواند یک جامعه را پف دهد و دیدگاه ها و ایده های جدیدی را به ارمغان بیاورد.

He used storytelling to leaven his presentations and make them more engaging.

او از داستان سرایی برای پف دادن ارائه های خود و جذاب تر کردن آنها استفاده کرد.

The addition of fresh herbs can leaven the flavor of a dish.

افزودن سبزیجات تازه می تواند طعم یک غذا را پف دهد.

She believes that laughter can leaven even the most difficult situations.

او معتقد است که خنده می تواند حتی سخت ترین شرایط را نیز پف دهد.

A good editor can leaven a writer's work, helping to refine and improve it.

یک ویراستار خوب می تواند کار یک نویسنده را پف دهد و به پالایش و بهبود آن کمک کند.

Incorporating feedback can leaven the development process, leading to better outcomes.

ادغام بازخورد می تواند روند توسعه را پف دهد و منجر به نتایج بهتر شود.

She used constructive criticism to leaven her skills and grow as a professional.

او از انتقاد سازنده برای پف دادن مهارت های خود و رشد به عنوان یک متخصص استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

This is an English muffin and it is a small round, slightly leavened bread.

این یک دونات انگلیسی است و نان کوچک، گرد و کمی پف داده شده است.

منبع: Gourmet Base

It's a quick bread that's made, it's leavened with sodium bicarbonate.

این یک نان سریع است که درست می شود، با نمک بی کربنات پف داده می شود.

منبع: Gourmet Base

Ambitious people are the leaven which raises it into wholesome bread.

افراد جاه طلب خمیره‌ای هستند که آن را به نان سالم تبدیل می‌کنند.

منبع: Lazy Person's Thoughts Journal

This must be leavened, though;he is young.

البته، این باید پف داده شود؛ او جوان است.

منبع: "Dune" audiobook

Your boasting is not good. Don't you know that a little yeast leavens the whole batch of dough?

غر زدن شما خوب نیست. آیا نمی‌دانید که مقدار کمی مخمر کل خمیر را پف می‌دهد؟

منبع: 46 1 Corinthians Musical Bible Theater Version - NIV

That needs a different yeast, S. cerevisiae, other versions of which are used by bakers to leaven bread.

به مخمر متفاوتی نیاز دارد، S. cerevisiae، سایر نسخه های آن توسط نانوایان برای پف دادن نان استفاده می شود.

منبع: The Economist Science and Technology

Sourdough starter is a mixture of flour and water, and it is the life force of sourdough or naturally leavened bread.

خمیر ترش ترکیبی از آرد و آب است و نیروی حیات خمیر ترش یا نان پف داده شده طبیعی است.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

All the same, a little more fear leavened his exhilaration as he returned his attention to the sword reposing upon the bottom of the frozen pool.

با این حال، ترس بیشتری در اوج ذوق او وجود داشت، زیرا توجه خود را به شمشیر که در پایین استخر یخ زده قرار داشت، بازگرداند.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Few insiderish nuggets leaven the mix—though Mrs Clinton does explain why the secret service dislikes VIPs visiting Buddhist temples (they feel unready for emergencies without their shoes).

چند نکته داخلی وجود دارد که ترکیب را پف می دهد - اگرچه خانم کلینتون توضیح می دهد که چرا سرویس مخفی از ملاقات با VIP ها در معابد بودایی خوش ندارد (احساس می کنند بدون کفش برای شرایط اضطراری آماده نیستند).

منبع: AP Listening Collection July 2015

They learned to cultivate olives, vines and date palms. They invented leavened bread, beer, and they developed textile technologies: the potter's wheel, the sail.

آنها یاد گرفتند زیتون، تاک و درخت خرما کشت کنند. آنها نان پف داده شده، آبجو اختراع کردند و فناوری های نساجی را توسعه دادند: چرخ سفالگری، بادبان.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید