lifepreservation

[ایالات متحده]//laɪf ˌprezəˈveɪʃn//
[بریتانیا]//laɪf ˌprezərˈveɪʃn//

ترجمه

n. عمل یا فرایند حفظ حیات کسی؛ حفظ زندگی؛ اقداماتی که برای نجات حیات کسی گرفته می‌شود، به ویژه در شرایط اضطراری؛ اولیت اولی یا درمان اضطراری ارائه شده برای حفظ حیات؛ علم یا عمل حفظ حیات، به ویژه از طریق روش‌های پزشکی.

عبارات و ترکیب‌ها

lifepreservation efforts

تلاش‌های حفظ زندگی

lifepreservation measures

اقدامات حفظ زندگی

lifepreservation training

آموزش‌های حفظ زندگی

جملات نمونه

emergency responders must master advanced lifepreservation techniques to save victims in critical situations.

پاسگذاران فوری باید فنون پیشرفته نجات زنده را به خوبی یاد بگیرند تا در شرایط بحرانی زندگی افراد را نجات دهند.

the coastal guard provides comprehensive lifepreservation training to all new recruits before deployment.

نیروی دریایی به تمامی جدیدواردین‌های خود قبل از اعزام آموزش جامعی در زمینه نجات زنده ارائه می‌دهد.

modern lifepreservation equipment has significantly improved survival rates in maritime emergencies.

تجهیزات مدرن نجات زنده به طور قابل توجهی نرخ بقای افراد در بحران‌های دریایی را افزایش داده‌اند.

schools should incorporate basic lifepreservation skills into their physical education curriculum.

مدرسه‌ها باید مهارت‌های پایه نجات زنده را در محتوای آموزشی ورزشی خود جایگذاری کنند.

the new protocol establishes strict lifepreservation measures for handling hazardous materials.

پروتکل جدید اقدامات سخت‌گیرانه نجات زنده را برای کنترل مواد خطرناک تعیین می‌کند.

divers must follow established lifepreservation procedures to ensure safe underwater operations.

غواص‌ها باید اقدامات نجات زنده ثابت را دنبال کنند تا عملیات زیر آبی ایمن انجام شود.

military personnel undergo rigorous lifepreservation training to prepare for combat scenarios.

نیروهای نظامی آموزش‌های سخت‌گیرانه نجات زنده را تجربه می‌کنند تا برای سناریوهای جنگی آماده شوند.

the hospital has implemented comprehensive lifepreservation protocols to reduce patient mortality.

بیمارستان اقدامات جامع نجات زنده را اجرا کرده است تا مرگ بیماران را کاهش دهد.

parents should teach children essential lifepreservation skills like swimming and first aid.

والدین باید به فرزندان خود مهارت‌های ضروری نجات زنده مانند شنا و اولیه را آموزش دهند.

adventure tourism companies must provide adequate lifepreservation gear to all participants.

شرکت‌های گردشگری ماجراجویی باید تجهیزات مناسب نجات زنده را به تمام شرکت‌کنندگان ارائه دهند.

the lifepreservation system onboard the aircraft includes emergency oxygen and flotation devices.

سیستم نجات زنده درون هواپیما شامل دستگاه‌های اکسیژن اضطراری و وسایل شناوری است.

firefighters rely on specialized lifepreservation equipment when entering burning buildings.

پیشگویان آتش نشانی از تجهیزات ویژه نجات زنده در زمان ورود به ساختمان‌های در حال سوختن استفاده می‌کنند.

understanding basic lifepreservation principles can make the difference between life and death.

فهم اصول پایه نجات زنده می‌تواند بین زنده ماندن و مرگ تفاوت قائل شود.

the certification program focuses on practical lifepreservation methods for wilderness emergencies.

برنامه گواهی‌نامه‌دهی روی روش‌های عملی نجات زنده برای بحران‌های جنگلی تمرکز دارد.

advances in lifepreservation technology have revolutionized emergency medical response worldwide.

پیشرفت‌های فناوری نجات زنده به طور جهانی پاسخگویی به موارد پزشکی اضطراری را تغییر داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید