liking

[ایالات متحده]/'laɪkɪŋ/
[بریتانیا]/'laɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترجیح یا علاقه به چیزی یا کسی
Word Forms
جمعlikings
صفت یا فعل حال استمراریliking

جملات نمونه

have a liking for music

علاقه به موسیقی داشتن

to have a liking for sweets

علاقه به شیرینی داشتن

a liking for classical music

علاقه به موسیقی کلاسیک

Mrs Parsons had a liking for gin and tonic.

خانم پارسونز علاقه ای به گین و تونیک داشت.

she'd taken an instant liking to Arnie's new girlfriend.

او بلافاصله به دوست دختر جدید آرنی علاقه مند شد.

She's a funny girl, yet you can't help liking her.

او دختری بامزه است، با این حال نمی‌توانید به او علاقه مند نشوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید