favor

[ایالات متحده]/ˈfeɪvər/
[بریتانیا]/ˈfeɪvə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علاقه، لطف، نگرانی، لذت، حسن نیت، محبت
vt. حمایت، تأیید، مراقبت از، تسهیل، دوست داشتن
Word Forms
جمعfavors
زمان گذشتهfavored
صفت یا فعل حال استمراریfavoring
قسمت سوم فعلfavored
شکل سوم شخص مفردfavors

عبارات و ترکیب‌ها

in favor of

به نفع

do a favor

یک لطف انجام دادن

return a favor

یک لطف را پس دادن

show favoritism

نشان دادن طرفداری

kind favor

یک لطف خوب

favorable outcome

نتیجه مطلوب

favor of

به نفع

in favor

به نفع

in your favor

به نفع شما

in our favor

به نفع ما

curry favor

محبت کاری

curry favor with

محبت کردن با

in favor with

محبوب با

have a favor

یک لطف داشتن

جملات نمونه

a check in favor of a charity.

چک به نفع یک خیریه.

a heavy vote in favor of the bill.

یک رای سنگین به نفع طرح.

draw a check in favor of Warner

چک به نام وارنر بکشید.

won the favor of the monarch; looked with favor on the plan.

از محبریت پادشاه برخوردار شد؛ با محبّت به طرح نگاه کرد.

Darkness favored their escape.

تاریکی به فرار آنها کمک کرد.

She favors her father.

او به پدرش علاقه دارد.

We are in favor of her promotion to president.

ما از ارتقای او به ریاست جمهوری حمایت می کنیم.

The court decided in favor of the plaintiff.

دادگاه به نفع خواهان رای داد.

a prejudice in favor of the underprivileged;

یک تعصب به نفع محرومان;

go on record in favor of the mayor's reelection.

به طور رسمی از مجدد انتخاب شهردار حمایت کنید.

The story was slanted in favor of the strikers.

داستان به نفع اعتصاعگران متمایل شده بود.

Will you do me a favor?

به من یک لطف خواهی کرد؟

May I ask you a favor?

آیا می توانم از شما یک خواهش کنم؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید