expressing likings
بیان علایق
pursuing likings
گسترش علایق
shared likings
علایق مشترک
personal likings
علایق شخصی
new likings
علایق جدید
past likings
علایق گذشته
deep likings
علایق عمیق
various likings
علایق مختلف
uncommon likings
علایق غیرمعمول
similar likings
علایق مشابه
she has many likings, including painting and hiking.
او علایق زیادی دارد، از جمله نقاشی و پیاده روی.
my likings are simple: good food and good company.
علاقه منم ساده است: غذای خوب و همراهی خوب.
he expressed his likings for classic literature.
او علایق خود را درباره ادبیات کلاسیک بیان کرد.
exploring new cultures is one of my biggest likings.
کشف فرهنگ های جدید یکی از علایق بزرگ من است.
we discussed our mutual likings for jazz music.
ما علایق مشترک خود را در موسیقی جاز بحث کردیم.
her likings extend to animals and nature photography.
علاقه های او به حیوانات و عکاسی طبیعی گسترش یافته است.
he shared his likings for vintage cars with me.
او علایق خود را درباره ماشین های کلاسیک با من به اشتراک گذاشت.
discovering new restaurants is among her likings.
کشف رستوران های جدید از جمله علایق او است.
they bonded over shared likings for board games.
آنها با علایق مشترک خود درباره بازی های جدولی پیوند خورده اند.
one of my likings is collecting rare stamps.
یکی از علایق من جمع آوری مهرهای نادر است.
she’s developed new likings for pottery classes.
او علایق جدیدی برای کلاس های سفال گیسی پیدا کرده است.
expressing likings
بیان علایق
pursuing likings
گسترش علایق
shared likings
علایق مشترک
personal likings
علایق شخصی
new likings
علایق جدید
past likings
علایق گذشته
deep likings
علایق عمیق
various likings
علایق مختلف
uncommon likings
علایق غیرمعمول
similar likings
علایق مشابه
she has many likings, including painting and hiking.
او علایق زیادی دارد، از جمله نقاشی و پیاده روی.
my likings are simple: good food and good company.
علاقه منم ساده است: غذای خوب و همراهی خوب.
he expressed his likings for classic literature.
او علایق خود را درباره ادبیات کلاسیک بیان کرد.
exploring new cultures is one of my biggest likings.
کشف فرهنگ های جدید یکی از علایق بزرگ من است.
we discussed our mutual likings for jazz music.
ما علایق مشترک خود را در موسیقی جاز بحث کردیم.
her likings extend to animals and nature photography.
علاقه های او به حیوانات و عکاسی طبیعی گسترش یافته است.
he shared his likings for vintage cars with me.
او علایق خود را درباره ماشین های کلاسیک با من به اشتراک گذاشت.
discovering new restaurants is among her likings.
کشف رستوران های جدید از جمله علایق او است.
they bonded over shared likings for board games.
آنها با علایق مشترک خود درباره بازی های جدولی پیوند خورده اند.
one of my likings is collecting rare stamps.
یکی از علایق من جمع آوری مهرهای نادر است.
she’s developed new likings for pottery classes.
او علایق جدیدی برای کلاس های سفال گیسی پیدا کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید