goes

[ایالات متحده]/ɡəʊz/
[بریتانیا]/ɡoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیش می‌رود; راه می‌رود (شخص سوم مفرد از رفتن)

عبارات و ترکیب‌ها

time goes

زمان می‌گذرد

life goes

زندگی می‌گذرد

it goes

این می‌گذرد

money goes

پول می‌گذرد

everything goes

همه چیز می‌گذرد

time goes on

زمان ادامه می‌یابد

that goes

آن می‌گذرد

wherever it goes

هرجا که می‌رود

how it goes

چگونه می‌گذرد

as it goes

همانطور که می‌گذرد

جملات نمونه

she goes to the gym every morning.

او هر روز صبح به باشگاه می‌رود.

he goes for a walk in the park.

او برای پیاده‌روی به پارک می‌رود.

the train goes to the city center.

قطار به مرکز شهر می‌رود.

it goes without saying that honesty is important.

بد نیست که صداقت مهم است.

she goes shopping every saturday.

او هر شنبه خرید می‌کند.

the story goes that he found a treasure.

داستان حاکی از آن است که او گنجی پیدا کرد.

he goes above and beyond in his work.

او در کارش فراتر از حد معمول عمل می‌کند.

the meeting goes on for two hours.

جلسه به مدت دو ساعت ادامه می‌یابد.

she goes through a lot of challenges.

او چالش‌های زیادی را پشت سر می‌گذارد.

time goes by quickly when you're having fun.

وقتی خوش بگذرانید، زمان به سرعت می‌گذرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید