| جمع | lollipops |
Quail and Foie Gras Lollipops with Leek and wild Mushroom Cannelloni.
شیرینیجات اردک و فوآ گرا با کانلونی پیازچه و قارچ وحشی.
She unwrapped the colorful lollipop and savored its sweet taste.
او آبنبات چوبی رنگارنگ را باز کرد و از طعم شیرین آن لذت برد.
The children happily licked their lollipops at the park.
کودکان با خوشحالی آبنباتهای خود را در پارک میلیسیدند.
He bought a giant lollipop for his little sister's birthday.
او یک آبنبات چوبی بزرگ برای تولد خواهر کوچکش خرید.
The candy store had a wide variety of lollipops on display.
در مغازه شیرینیفروشی انواع مختلفی از آبنبات چوبی به نمایش گذاشته شده بود.
She offered a lollipop to the crying child to cheer him up.
او برای اینکه او را دلگرم کند، یک آبنبات چوبی به کودک گریهکننده پیشنهاد کرد.
The lollipop stick was pink and swirled with white stripes.
ساقه آبنبات چوبی صورتی بود و با خطوط سفید مارپیچ شده بود.
He absentmindedly twirled the lollipop stick between his fingers.
او به طور غیرمنطقی چوبدندههای آبنبات چوبی را بین انگشتانش میچرخاند.
The little girl's face was covered in sticky lollipop residue.
صورت دختر کوچولو با بقایای چسبناک آبنبات چوبی پوشیده شده بود.
She received a lollipop as a reward for winning the game.
او به عنوان جایزه برای برنده شدن در بازی، یک آبنبات چوبی دریافت کرد.
The lollipop melted in the sun, leaving a sticky mess on the sidewalk.
آبنبات چوبی در آفتاب آب شد و یک لکه چسبناک روی پیادهرو ایجاد کرد.
Quail and Foie Gras Lollipops with Leek and wild Mushroom Cannelloni.
شیرینیجات اردک و فوآ گرا با کانلونی پیازچه و قارچ وحشی.
She unwrapped the colorful lollipop and savored its sweet taste.
او آبنبات چوبی رنگارنگ را باز کرد و از طعم شیرین آن لذت برد.
The children happily licked their lollipops at the park.
کودکان با خوشحالی آبنباتهای خود را در پارک میلیسیدند.
He bought a giant lollipop for his little sister's birthday.
او یک آبنبات چوبی بزرگ برای تولد خواهر کوچکش خرید.
The candy store had a wide variety of lollipops on display.
در مغازه شیرینیفروشی انواع مختلفی از آبنبات چوبی به نمایش گذاشته شده بود.
She offered a lollipop to the crying child to cheer him up.
او برای اینکه او را دلگرم کند، یک آبنبات چوبی به کودک گریهکننده پیشنهاد کرد.
The lollipop stick was pink and swirled with white stripes.
ساقه آبنبات چوبی صورتی بود و با خطوط سفید مارپیچ شده بود.
He absentmindedly twirled the lollipop stick between his fingers.
او به طور غیرمنطقی چوبدندههای آبنبات چوبی را بین انگشتانش میچرخاند.
The little girl's face was covered in sticky lollipop residue.
صورت دختر کوچولو با بقایای چسبناک آبنبات چوبی پوشیده شده بود.
She received a lollipop as a reward for winning the game.
او به عنوان جایزه برای برنده شدن در بازی، یک آبنبات چوبی دریافت کرد.
The lollipop melted in the sun, leaving a sticky mess on the sidewalk.
آبنبات چوبی در آفتاب آب شد و یک لکه چسبناک روی پیادهرو ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید