loomed

[ایالات متحده]/luːmd/
[بریتانیا]/lumd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مبهم ظاهر شدن یا به طور تهدیدآمیز نمایان شدن

عبارات و ترکیب‌ها

loomed large

بزرگ جلوه کرد

loomed ahead

جلو آمد

loomed over

بر سر آمد

loomed ominously

به طرز تهدیدآمیزی ظاهر شد

loomed nearby

نزدیک ظاهر شد

loomed threateningly

به طرز تهدیدآمیزی جلوه کرد

loomed in shadows

در سایه‌ها ظاهر شد

loomed in silence

در سکوت ظاهر شد

loomed unexpectedly

به طور غیرمنتظره ظاهر شد

جملات نمونه

the deadline loomed over the team, creating a sense of urgency.

مهلت مقرر بر تیم سنگینی می‌کرد و حس ضرورت ایجاد می‌کرد.

a storm loomed on the horizon, warning of bad weather ahead.

طوفنی در افق ظاهر شد و از آب و هوای نامساعد هشدار داد.

as the exam date loomed, students began to feel anxious.

با نزدیک شدن به تاریخ امتحان، دانش‌آموزان شروع به احساس اضطراب کردند.

challenges loomed large as they prepared for the competition.

چالش‌ها در حالی که برای مسابقه آماده می‌شدند، بزرگ به نظر می‌رسیدند.

the project deadline loomed, pushing everyone to work harder.

مهلت مقرر پروژه نزدیک شد و همه را به تلاش بیشتر سوق داد.

with the holidays looming, shopping malls were packed with people.

با نزدیک شدن تعطیلات، مراکز خرید مملو از جمعیت بودند.

as the final match loomed, the players felt the pressure mounting.

با نزدیک شدن مسابقه نهایی، بازیکنان احساس کردند فشار در حال افزایش است.

as winter loomed, families began to prepare for the cold.

با نزدیک شدن زمستان، خانواده‌ها شروع به آماده‌سازی برای سرما کردند.

the possibility of layoffs loomed over the employees, causing worry.

احتمال تعدیل کارکنان را نگران می‌کرد.

with deadlines looming, the pressure to perform increased.

با نزدیک شدن مهلت مقرر، فشار برای عملکرد بیشتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید