quickly loped
به سرعت دوید
gracefully loped
به طور ظریف دوید
easily loped
به راحتی دوید
happily loped
با خوشحالی دوید
slowly loped
به آرامی دوید
playfully loped
به صورت بازیگوشانه دوید
carefully loped
با دقت دوید
eagerly loped
با اشتیاق دوید
swiftly loped
به سرعت و چالاکی دوید
boldly loped
با جسارت دوید
the dog loped across the field, chasing after a butterfly.
سگ با سرعت در سراشیبی از مزرعه عبور کرد و به دنبال یک پروانه دوید.
she loped down the trail, enjoying the fresh air.
او در حالی که از هوای تازه لذت می برد، در مسیر پایین رفت.
the horse loped gracefully, its mane flowing in the wind.
اسب با ظرافت بدوید، یال آن در باد جریان داشت.
he loped to the finish line, determined to win the race.
او با عزمی راسخ برای برنده شدن در مسابقه، به خط پایان دوید.
the children loped around the playground, laughing and playing.
کودکان در حالی که می خندیدند و بازی می کردند، در زمین بازی دویدند.
as the sun set, the deer loped through the forest.
همانطور که خورشید غروب می کرد، گوزن ها در جنگل دویدند.
she loped back to her friends after retrieving the ball.
او پس از گرفتن توپ به سمت دوستانش بازگشت.
the athlete loped effortlessly, showcasing his speed.
ورزشکار به راحتی دوید و سرعت خود را نشان داد.
with a burst of energy, he loped up the hill.
با یک انفجار انرژی، او به سمت بالا تپه دوید.
she loped along the beach, feeling the sand beneath her feet.
او در امتداد ساحل دوید و احساس کرد که شن زیر پاهای اوست.
quickly loped
به سرعت دوید
gracefully loped
به طور ظریف دوید
easily loped
به راحتی دوید
happily loped
با خوشحالی دوید
slowly loped
به آرامی دوید
playfully loped
به صورت بازیگوشانه دوید
carefully loped
با دقت دوید
eagerly loped
با اشتیاق دوید
swiftly loped
به سرعت و چالاکی دوید
boldly loped
با جسارت دوید
the dog loped across the field, chasing after a butterfly.
سگ با سرعت در سراشیبی از مزرعه عبور کرد و به دنبال یک پروانه دوید.
she loped down the trail, enjoying the fresh air.
او در حالی که از هوای تازه لذت می برد، در مسیر پایین رفت.
the horse loped gracefully, its mane flowing in the wind.
اسب با ظرافت بدوید، یال آن در باد جریان داشت.
he loped to the finish line, determined to win the race.
او با عزمی راسخ برای برنده شدن در مسابقه، به خط پایان دوید.
the children loped around the playground, laughing and playing.
کودکان در حالی که می خندیدند و بازی می کردند، در زمین بازی دویدند.
as the sun set, the deer loped through the forest.
همانطور که خورشید غروب می کرد، گوزن ها در جنگل دویدند.
she loped back to her friends after retrieving the ball.
او پس از گرفتن توپ به سمت دوستانش بازگشت.
the athlete loped effortlessly, showcasing his speed.
ورزشکار به راحتی دوید و سرعت خود را نشان داد.
with a burst of energy, he loped up the hill.
با یک انفجار انرژی، او به سمت بالا تپه دوید.
she loped along the beach, feeling the sand beneath her feet.
او در امتداد ساحل دوید و احساس کرد که شن زیر پاهای اوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید