lopped

[ایالات متحده]/lɒpt/
[بریتانیا]/lɑpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بریدن یا حذف کردن (یک شاخه یا بخش)؛ کاهش دادن یا کمتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lopped off

حذف شده

lopped down

حذف شده

lopped away

حذف شده

lopped trees

درختان حذف شده

lopped branches

شاخه های حذف شده

lopped limbs

اندام های حذف شده

lopped heads

سر های حذف شده

lopped plants

گیاهان حذف شده

lopped growth

رشد حذف شده

جملات نمونه

the gardener lopped the branches to promote growth.

باغبانی شاخه‌ها را برای ترویج رشد کوتاه کرد.

after the storm, they lopped off the damaged tree limbs.

بعد از طوفان، آن‌ها شاخه‌های آسیب‌دیده درخت را کوتاه کردند.

he lopped the top of the hedge for a neat appearance.

او قسمت بالای حراشی را برای داشتن ظاهری مرتب کوتاه کرد.

they lopped the excess wood from the furniture.

آن‌ها چوب اضافی را از مبلمان جدا کردند.

she lopped the flowers to create a beautiful bouquet.

او گل‌ها را کوتاه کرد تا یک دسته گل زیبا بسازد.

the team lopped the budget for the upcoming project.

تیم بودجه پروژه آینده را کاهش داد.

they lopped off the unnecessary details from the report.

آن‌ها جزئیات غیرضروری را از گزارش حذف کردند.

the artist lopped the canvas to fit the frame.

هنرمند بوم نقاشی را کوتاه کرد تا در قاب جا شود.

the chef lopped the fat off the meat before cooking.

آشپز چربی را از گوشت قبل از پختن جدا کرد.

he lopped the old fence to make way for a new one.

او حصار قدیمی را کوتاه کرد تا جای حصار جدید را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید