lowness

[ایالات متحده]/ˈlaʊnəs/
[بریتانیا]/ˈlaʊnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت پایین بودن؛ وضعیت پایین یا اخلاقی پایین بودن؛ حالت ضعیف یا ناتوان بودن
Word Forms
جمعlownesses

عبارات و ترکیب‌ها

lowness of tone

پایین بودن لحن

lowness of voice

پایین بودن صدا

lowness in mood

پایین بودن حالت

lowness of spirits

پایین بودن روحیه

lowness of status

پایین بودن مقام

lowness of price

پایین بودن قیمت

lowness of energy

پایین بودن انرژی

lowness of quality

پایین بودن کیفیت

lowness of volume

پایین بودن صدا

lowness of altitude

پایین بودن ارتفاع

جملات نمونه

the lowness of the valley surprised the hikers.

پایین بودن دره، کوهنوردان را شگفت‌زده کرد.

she was concerned about the lowness of her grades.

او نگران پایین بودن نمراتش بود.

the lowness of the prices attracted many customers.

پایین بودن قیمت‌ها بسیاری از مشتریان را جذب کرد.

his lowness in spirits was evident after the news.

روحیه پایین او پس از خبر آشکار بود.

the lowness of the sun created beautiful shadows.

پایین بودن خورشید سایه‌های زیبایی ایجاد کرد.

we discussed the lowness of the water levels in the lake.

ما در مورد پایین بودن سطح آب در دریاچه بحث کردیم.

the lowness of the building made it blend with the landscape.

پایین بودن ساختمان باعث شد با منظره ترکیب شود.

her lowness in confidence affected her performance.

پایین بودن اعتماد به نفس او بر عملکردش تأثیر گذاشت.

the lowness of the ceiling made the room feel cramped.

پایین بودن سقف باعث شد اتاق احساس خفقان کند.

he noticed the lowness of the tone in her voice.

او متوجه لحن پایین در صدای او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید