macerated

[ایالات متحده]/ˈmæsəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈmæsəˌreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیس یا نرم شده از طریق غوطه‌ور شدن در یک مایع

عبارات و ترکیب‌ها

macerated fruit

میوه له شده

macerated vegetables

سبزیجات له شده

macerated herbs

گیاهان دارویی له شده

macerated cheese

پنیر له شده

macerated meat

گوشت له شده

macerated berries

توت های له شده

macerated citrus

سیتروس له شده

macerated nuts

آجیل های له شده

macerated garlic

سیر له شده

macerated fish

ماهی له شده

جملات نمونه

the fruit was macerated to enhance its flavor.

میوه برای افزایش طعم آن خیس‌سازی شد.

he macerated the herbs before adding them to the dish.

او قبل از اضافه کردن آنها به غذا، گیاهان را خیس کرد.

the chef suggested macerated strawberries for dessert.

سرآشپز پیشنهاد کرد برای دسر، توت فرنگی خیس‌سازی شده.

macerated vegetables can be used in salads.

می‌توان از سبزیجات خیس‌سازی شده در سالاد استفاده کرد.

she macerated the garlic to release more aroma.

او سیر را خیس کرد تا عطر بیشتری آزاد کند.

for the recipe, you need to macerate the peaches.

برای دستور غذا، شما باید هلوها را خیس کنید.

macerated fruits are often used in cocktails.

میوه‌های خیس‌سازی شده اغلب در کوکتل‌ها استفاده می‌شوند.

he prefers macerated berries over fresh ones.

او ترجیح می‌دهد توت‌های خیس‌سازی شده را نسبت به تازه.

they macerated the onions to make a flavorful sauce.

آنها پیازها را خیس کردند تا یک سس خوشمزه درست کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید