tenderized

[ایالات متحده]/ˈtɛndəraɪzd/
[بریتانیا]/ˈtɛndərˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نرم یا لطیف کردن (گوشت)

عبارات و ترکیب‌ها

tenderized meat

گوشت ترد شده

tenderized chicken

مرغ ترد شده

tenderized beef

گوشت گاو ترد شده

tenderized steak

استیک ترد شده

tenderized pork

گوشت خوک ترد شده

tenderized fish

ماهی ترد شده

tenderized vegetables

سبزیجات ترد شده

tenderized texture

بافت ترد شده

tenderized flavor

طعم ترد شده

tenderized dish

غذاي ترد شده

جملات نمونه

the chef tenderized the meat before grilling it.

سرآشپز قبل از گریل کردن گوشت آن را نرم کرد.

for a better texture, the steak should be tenderized.

برای بافت بهتر، استیک باید نرم شود.

they tenderized the chicken with a mallet.

آنها با استفاده از یک پتک مرغ را نرم کردند.

using a marinade can help tenderize the beef.

استفاده از یک ماریناد می‌تواند به نرم کردن گوشت گاو کمک کند.

he tenderized the vegetables by steaming them lightly.

او سبزیجات را با بخار دادن ملایم آنها نرم کرد.

to make it easier to chew, the lamb was tenderized.

برای اینکه جویدن آن آسان‌تر باشد، گوشت بره نرم شد.

she used a fork to tenderize the tough cuts of meat.

او از یک چنگال برای نرم کردن قسمت‌های سفت گوشت استفاده کرد.

marinating overnight can effectively tenderize the fish.

خیساندن آن شب به طور موثر می‌تواند ماهی را نرم کند.

he learned how to tenderize the duck properly.

او یاد گرفت که چگونه اردک را به درستی نرم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید