tenderized meat
گوشت ترد شده
tenderized chicken
مرغ ترد شده
tenderized beef
گوشت گاو ترد شده
tenderized steak
استیک ترد شده
tenderized pork
گوشت خوک ترد شده
tenderized fish
ماهی ترد شده
tenderized vegetables
سبزیجات ترد شده
tenderized texture
بافت ترد شده
tenderized flavor
طعم ترد شده
tenderized dish
غذاي ترد شده
the chef tenderized the meat before grilling it.
سرآشپز قبل از گریل کردن گوشت آن را نرم کرد.
for a better texture, the steak should be tenderized.
برای بافت بهتر، استیک باید نرم شود.
they tenderized the chicken with a mallet.
آنها با استفاده از یک پتک مرغ را نرم کردند.
using a marinade can help tenderize the beef.
استفاده از یک ماریناد میتواند به نرم کردن گوشت گاو کمک کند.
he tenderized the vegetables by steaming them lightly.
او سبزیجات را با بخار دادن ملایم آنها نرم کرد.
to make it easier to chew, the lamb was tenderized.
برای اینکه جویدن آن آسانتر باشد، گوشت بره نرم شد.
she used a fork to tenderize the tough cuts of meat.
او از یک چنگال برای نرم کردن قسمتهای سفت گوشت استفاده کرد.
marinating overnight can effectively tenderize the fish.
خیساندن آن شب به طور موثر میتواند ماهی را نرم کند.
he learned how to tenderize the duck properly.
او یاد گرفت که چگونه اردک را به درستی نرم کند.
tenderized meat
گوشت ترد شده
tenderized chicken
مرغ ترد شده
tenderized beef
گوشت گاو ترد شده
tenderized steak
استیک ترد شده
tenderized pork
گوشت خوک ترد شده
tenderized fish
ماهی ترد شده
tenderized vegetables
سبزیجات ترد شده
tenderized texture
بافت ترد شده
tenderized flavor
طعم ترد شده
tenderized dish
غذاي ترد شده
the chef tenderized the meat before grilling it.
سرآشپز قبل از گریل کردن گوشت آن را نرم کرد.
for a better texture, the steak should be tenderized.
برای بافت بهتر، استیک باید نرم شود.
they tenderized the chicken with a mallet.
آنها با استفاده از یک پتک مرغ را نرم کردند.
using a marinade can help tenderize the beef.
استفاده از یک ماریناد میتواند به نرم کردن گوشت گاو کمک کند.
he tenderized the vegetables by steaming them lightly.
او سبزیجات را با بخار دادن ملایم آنها نرم کرد.
to make it easier to chew, the lamb was tenderized.
برای اینکه جویدن آن آسانتر باشد، گوشت بره نرم شد.
she used a fork to tenderize the tough cuts of meat.
او از یک چنگال برای نرم کردن قسمتهای سفت گوشت استفاده کرد.
marinating overnight can effectively tenderize the fish.
خیساندن آن شب به طور موثر میتواند ماهی را نرم کند.
he learned how to tenderize the duck properly.
او یاد گرفت که چگونه اردک را به درستی نرم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید