maintien

[ایالات متحده]/[ˈmɛ̃.tɪ.ẽ]/
[بریتانیا]/[ˈmeɪn.ti.ən]/

ترجمه

v. حفظ کردن، تداوم دادن، حفظ کردن، نگهداری کردن، حفظ کردن، حمایت کردن
n. نگهداری

جملات نمونه

we must maintain a positive attitude throughout the project.

ما باید در طول پروژه نگرش مثبتی حفظ کنیم.

the company aims to maintain its market share.

شرکت هدف حفظ سهم خود در بازار است.

it's important to maintain good communication with the team.

حفظ ارتباط خوب با تیم مهم است.

please maintain a safe distance from the machinery.

لطفاً فاصله ایمن خود را از ماشین‌آلات حفظ کنید.

the government needs to maintain economic stability.

دولت باید ثبات اقتصادی را حفظ کند.

she strives to maintain a healthy lifestyle.

او برای حفظ یک سبک زندگی سالم تلاش می‌کند.

they work hard to maintain their reputation in the industry.

آنها سخت تلاش می‌کنند تا شهرت خود را در صنعت حفظ کنند.

it is crucial to maintain accurate records.

حفظ سوابق دقیق بسیار مهم است.

the security guard will maintain order at the event.

نگهبان امنیتی نظم را در رویداد حفظ خواهد کرد.

we need to maintain a consistent level of quality.

ما باید سطح کیفیت ثابتی را حفظ کنیم.

the software automatically maintains system backups.

نرم‌افزار به‌طور خودکار پشتیبان‌گیری سیستم را حفظ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید