sports maniacs
هوی متخصصان ورزش
music maniacs
هوی متخصصان موسیقی
true maniacs
هوی واقعی متخصصان
maniacs unite!
همه هوی ها یکی شوید!
avoid maniacs
از هوی ها بپرهیزید
gaming maniacs
هوی متخصصان بازی
tech maniacs
هوی متخصصان فناوری
movie maniacs
هوی متخصصان فیلم
book maniacs
هوی متخصصان کتاب
diehard maniacs
هوی متخصصان وفادار
the team was full of dedicated fanatics, true sports maniacs.
تیم پر از فناتیکهای وفادار بود، واقعیها عاشق ورزش.
he's a complete data maniac, obsessed with spreadsheets and analytics.
او کاملاً عاشق دادههاست و به سرکتابها و تحلیلها وادی شده است.
some collectors become absolute stamp maniacs, spending fortunes on rare editions.
برخی جمعآوریکنندگان به کاملاً عاشق مهره میشوند و برای نسخههای نادر مبالغ فORTUNE خرج میکنند.
the fans were absolute music maniacs, singing along to every lyric.
معشوقان کاملاً عاشق موسیقی بودند و با هر آهنگ همگام میخواندند.
they're gardening maniacs, transforming their backyard into a lush paradise.
آنها عاشق گیاهان هستند و بازدیشی خلف خانهشان را به یک جهان پر از گیاهان تبدیل میکنند.
he's a coding maniac, working late into the night on his new app.
او عاشق کدنویی است و تا ساعات میانشب روی اپلیکیشن جدیدش کار میکند.
these film maniacs debate the merits of obscure directors for hours.
این عاشقان فیلم به مدت ساعات در مورد مزایای کارگردانان ناشناخته بحث میکنند.
she's a fitness maniac, constantly pushing herself to new limits.
او عاشق تناسب اندام است و همیشه خود را به محدودههای جدید میرساند.
the board game group included several strategy game maniacs.
گروه بازیهای میز چندین عاشق بازیهای استراتژی را شامل میشد.
he's a classic car maniac, restoring vintage vehicles in his garage.
او عاشق ماشینهای کلاسیک است و در گاراژش ماشینهای نوآور را بازسازی میکند.
they are dedicated bird-watching maniacs, always searching for rare species.
آنها عاشق دیدن پرندگان وفادار هستند و همیشه به دنبال گونههای نادر هستند.
sports maniacs
هوی متخصصان ورزش
music maniacs
هوی متخصصان موسیقی
true maniacs
هوی واقعی متخصصان
maniacs unite!
همه هوی ها یکی شوید!
avoid maniacs
از هوی ها بپرهیزید
gaming maniacs
هوی متخصصان بازی
tech maniacs
هوی متخصصان فناوری
movie maniacs
هوی متخصصان فیلم
book maniacs
هوی متخصصان کتاب
diehard maniacs
هوی متخصصان وفادار
the team was full of dedicated fanatics, true sports maniacs.
تیم پر از فناتیکهای وفادار بود، واقعیها عاشق ورزش.
he's a complete data maniac, obsessed with spreadsheets and analytics.
او کاملاً عاشق دادههاست و به سرکتابها و تحلیلها وادی شده است.
some collectors become absolute stamp maniacs, spending fortunes on rare editions.
برخی جمعآوریکنندگان به کاملاً عاشق مهره میشوند و برای نسخههای نادر مبالغ فORTUNE خرج میکنند.
the fans were absolute music maniacs, singing along to every lyric.
معشوقان کاملاً عاشق موسیقی بودند و با هر آهنگ همگام میخواندند.
they're gardening maniacs, transforming their backyard into a lush paradise.
آنها عاشق گیاهان هستند و بازدیشی خلف خانهشان را به یک جهان پر از گیاهان تبدیل میکنند.
he's a coding maniac, working late into the night on his new app.
او عاشق کدنویی است و تا ساعات میانشب روی اپلیکیشن جدیدش کار میکند.
these film maniacs debate the merits of obscure directors for hours.
این عاشقان فیلم به مدت ساعات در مورد مزایای کارگردانان ناشناخته بحث میکنند.
she's a fitness maniac, constantly pushing herself to new limits.
او عاشق تناسب اندام است و همیشه خود را به محدودههای جدید میرساند.
the board game group included several strategy game maniacs.
گروه بازیهای میز چندین عاشق بازیهای استراتژی را شامل میشد.
he's a classic car maniac, restoring vintage vehicles in his garage.
او عاشق ماشینهای کلاسیک است و در گاراژش ماشینهای نوآور را بازسازی میکند.
they are dedicated bird-watching maniacs, always searching for rare species.
آنها عاشق دیدن پرندگان وفادار هستند و همیشه به دنبال گونههای نادر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید