manky food
غذای نامرتب
manky clothes
لباسهای نامرتب
manky room
اتاق نامرتب
manky dog
سگ نامرتب
manky bathroom
حمام نامرتب
manky dishes
ظروف نامرتب
manky floor
کف نامرتب
manky socks
جورابهای نامرتب
manky sandwich
ساندویچ نامرتب
manky furniture
وسایل نامرتب
the old socks were so manky that i had to throw them away.
جورابهای قدیمی آنقدر کثیف بودند که مجبور شدم آنها را دور بیندازم.
he refused to eat the manky food left in the fridge.
او از خوردن غذای کثیف باقیمانده در یخچال امتناع کرد.
the manky dog needed a good bath.
سگ کثیف به یک حمام خوب نیاز داشت.
she was embarrassed by her manky old car.
او از وضعیت بد ماشین قدیمیاش خجالت میکشید.
after the rain, the park looked manky and muddy.
بعد از باران، پارک کثیف و گلآلود به نظر میرسید.
the manky state of the kitchen made cooking difficult.
وضعیت کثیف آشپزخانه آشپزی را دشوار میکرد.
he wore a manky t-shirt to the party.
او یک تیشرت کثیف به مهمانی پوشید.
the manky conditions of the hostel were disappointing.
شرایط کثیف هاستل ناامیدکننده بود.
she cleaned her manky shoes before the interview.
او قبل از مصاحبه کفشهای کثیفش را تمیز کرد.
they had to deal with the manky leftovers after the party.
آنها مجبور شدند با غذای باقیمانده کثیف پس از مهمانی کنار بیایند.
manky food
غذای نامرتب
manky clothes
لباسهای نامرتب
manky room
اتاق نامرتب
manky dog
سگ نامرتب
manky bathroom
حمام نامرتب
manky dishes
ظروف نامرتب
manky floor
کف نامرتب
manky socks
جورابهای نامرتب
manky sandwich
ساندویچ نامرتب
manky furniture
وسایل نامرتب
the old socks were so manky that i had to throw them away.
جورابهای قدیمی آنقدر کثیف بودند که مجبور شدم آنها را دور بیندازم.
he refused to eat the manky food left in the fridge.
او از خوردن غذای کثیف باقیمانده در یخچال امتناع کرد.
the manky dog needed a good bath.
سگ کثیف به یک حمام خوب نیاز داشت.
she was embarrassed by her manky old car.
او از وضعیت بد ماشین قدیمیاش خجالت میکشید.
after the rain, the park looked manky and muddy.
بعد از باران، پارک کثیف و گلآلود به نظر میرسید.
the manky state of the kitchen made cooking difficult.
وضعیت کثیف آشپزخانه آشپزی را دشوار میکرد.
he wore a manky t-shirt to the party.
او یک تیشرت کثیف به مهمانی پوشید.
the manky conditions of the hostel were disappointing.
شرایط کثیف هاستل ناامیدکننده بود.
she cleaned her manky shoes before the interview.
او قبل از مصاحبه کفشهای کثیفش را تمیز کرد.
they had to deal with the manky leftovers after the party.
آنها مجبور شدند با غذای باقیمانده کثیف پس از مهمانی کنار بیایند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید