manoeuvre

[ایالات متحده]/mə'nuːvə/
[بریتانیا]/məˈnuvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکت؛ تمرین
vt. & vi. حرکت کردن یا عمل کردن
vt. به طور ماهرانه هدایت کردن
vi. تمرینات نظامی را انجام دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmanoeuvres
جمعmanoeuvres
صفت یا فعل حال استمراریmanoeuvring
قسمت سوم فعلmanoeuvred
زمان گذشتهmanoeuvred

عبارات و ترکیب‌ها

strategic manoeuvre

مانور استراتژیک

tactical manoeuvre

مانور تاکتیکی

جملات نمونه

the Russian vessel was on manoeuvres .

کشتی روسی در حال انجام مانور بود.

the despicable manoeuvres of the politicians

محرکه‌های ناپسند سیاستمداران

They manoeuvred his resignation.

آنها استعفای او را دستکاری کردند.

Her withdrawal from the contest was a tactical manoeuvre.

ساقط شدن او از مسابقه یک مانور تاکتیکی بود.

this manoeuvre caused dissension within feminist ranks.

این مانور باعث ایجاد تفرقه در صفوف فمینیست ها شد.

the economic policy provided no room for manoeuvre .

سیاست اقتصادی هیچ فضای مانوردی را فراهم نکرد.

diplomatic manoeuvres going on behind the scenes.

مانورهای دیپلماتیک پشت صحنه در حال انجام است.

There have been large-scale military manoeuvres on the frontier.

مانورهای نظامی گسترده در مرز انجام شده است.

The clutter of ships had little room to manoeuvre.

شلوغی کشتی ها فضای کمی برای مانور داشت.

When younger Liangliang is a shicer, manoeuvre was used to many friends.

وقتی لیانگلیانگ جوانتر بود، از مانور برای دوست شدن با بسیاری از دوستان استفاده می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید