manoeuvres

[ایالات متحده]/məˈnuːvə/
[بریتانیا]/məˈnuːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ماهرانه حرکت کردن یا تمرین کردن
vt. به طرز هوشمندانه تأثیر گذاشتن یا دستکاری کردن
n. اقدامات یا حرکات استراتژیک

عبارات و ترکیب‌ها

military manoeuvres

مانورهای نظامی

tactical manoeuvres

مانورهای تاکتیکی

covert manoeuvres

مانورهای پنهانی

strategic manoeuvres

مانورهای استراتژیک

combat manoeuvres

مانورهای رزمی

defensive manoeuvres

مانورهای دفاعی

airborne manoeuvres

مانورهای هوابرد

naval manoeuvres

مانورهای دریایی

جملات نمونه

the military manoeuvres were impressive.

مانورهای نظامی چشمگیر بودند.

she performed a series of complex manoeuvres.

او مجموعه‌ای از مانورهای پیچیده انجام داد.

the driver executed the manoeuvres flawlessly.

راننده مانورها را به طور بی‌نقص انجام داد.

they practiced the manoeuvres for hours.

آنها ساعت‌ها مانورها را تمرین کردند.

the team coordinated their manoeuvres effectively.

تیم به طور موثر مانورهای خود را هماهنگ کرد.

the manoeuvres required great skill.

مانورها به مهارت زیادی نیاز داشتند.

he planned the manoeuvres carefully.

او مانورها را با دقت برنامه‌ریزی کرد.

they had to adapt their manoeuvres on the fly.

آنها مجبور شدند مانورهای خود را در حین انجام به سرعت تطبیق دهند.

her dance manoeuvres were graceful and fluid.

مانورهای رقص او زیبا و روان بودند.

the pilot mastered the aerial manoeuvres.

خلبان مانورهای هوایی را به خوبی انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید