massings

[ایالات متحده]/ˈmæsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈmæsɪŋz/

ترجمه

n. (pl.) اگرگیتیشن‌ها؛ گروه‌بندی به صورت جمعیتی؛ کلیت‌ها؛ کل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

massing together

جمع شدن با هم

massing up

جمع شدن

massing troops

جمع شدن نیروها

massing clouds

جمع شدن ابرها

massing forces

جمع شدن نیروها

massing crowds

جمع شدن جمعیت

massing near

جمع شدن در نزدیکی

massing around

جمع شدن در اطراف

massing in

جمع شدن در داخل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید