mediatenesses

[ایالات متحده]/ˈmiːdɪətnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmiːdɪətnəsɪz/

ترجمه

n. صورت جمع mediateness؛ نمونه‌هایی از بودن میانجی یا عمل کردن از طریق یک واسط.

جملات نمونه

the film was criticized for its artistic mediocrities.

فیلم به دلیل متوسطی های هنری خود مورد انتقاد قرار گرفت.

political mediocrities have plagued the administration for years.

متوسطی های سیاسی به دلیل سال ها مدیریت را درگیر کرده است.

the company struggles to overcome its cultural mediocrities.

شرکت در تلاش است تا از متوسطی های فرهنگی خود فراتر رود.

critics noted the intellectual mediocrities in the bestseller.

انتقادات متوسطی های ذهنی را در بهترین فروش را مشاهده کردند.

the new ceo promised to eliminate corporate mediocrities.

مدیرعامل جدید به حذف متوسطی های کorporate پیشنهاد داد.

the team's mediocrities were evident in their repeated losses.

متوسطی های تیم در بازی های مکرر آنها آشکار شد.

academic mediocrities concern educators across the country.

متوسطی های آکادمیک در سراسر کشور معلمان را نگران می کند.

the art exhibition revealed several mediocrities in contemporary work.

نمایشگاه هنری چند متوسطی را در کارهای معاصر آشکار کرد.

voters are tired of political mediocrities and want change.

این انتخاب کنندگان از متوسطی های سیاسی خسته شده و تغییر می خواهند.

the documentary exposed the mediocrities of modern journalism.

مستند متوسطی های ژورنالیسم مدرن را آشکار کرد.

musical mediocrities dominate the current pop charts.

متوسطی های موسیقی در حال حاکمیت بر چارت های جدید پاپ هستند.

education reform aims to address systemic mediocrities in schools.

اصلاحات آموزشی به منظور برخورد با متوسطی های سیستمی در مدارس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید