mediatrix

[ایالات متحده]/ˈmiːdɪeɪtrɪks/
[بریتانیا]/ˈmiːdɪeɪtrɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میانجی زن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

divine mediatrix

واسطه الهی

mediatrix of grace

واسطه فیض

mediatrix role

نقش واسطه

mediatrix function

وظیفه واسطه

mediatrix in prayer

واسطه در دعا

spiritual mediatrix

واسطه معنوی

mediatrix of peace

واسطه صلح

mediatrix of mercy

واسطه رحمت

mediatrix concept

مفهوم واسطه

mediatrix figure

شخصیت واسطه

جملات نمونه

the mediatrix played a crucial role in the peace negotiations.

ودیاتریس نقش مهمی در مذاکرات صلح ایفا کرد.

as a mediatrix, she helped resolve conflicts between the two parties.

به عنوان یک ودیاتریس، او به حل اختلافات بین دو طرف کمک کرد.

the mediatrix facilitated communication during the mediation process.

ودیاتریس ارتباطات را در طول فرآیند میانجیگری تسهیل کرد.

her role as a mediatrix was essential for finding common ground.

نقش او به عنوان ودیاتریس برای یافتن نقاط مشترک ضروری بود.

they appointed a mediatrix to help them navigate their differences.

آنها یک ودیاتریس را برای کمک به آنها در غلبه بر اختلافات خود منصوب کردند.

the mediatrix ensured that both sides felt heard and understood.

ودیاتریس اطمینان حاصل کرد که هر دو طرف احساس شنیده شدن و درک شدن کردند.

in her role as mediatrix, she maintained neutrality throughout the discussions.

در نقش او به عنوان ودیاتریس، او در طول بحث ها بی طرفی را حفظ کرد.

the mediatrix's skills were invaluable in resolving the dispute.

مهارت های ودیاتریس در حل اختلاف بسیار ارزشمند بود.

they relied on the mediatrix to guide them through the settlement process.

آنها به ودیاتریس برای راهنمایی آنها در طول فرآیند تسویه حساب اعتماد کردند.

with the help of a mediatrix, they finally reached an agreement.

با کمک یک ودیاتریس، آنها سرانجام به توافق رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید