membrane-bound

[ایالات متحده]/[ˈmembreɪn baʊnd]/
[بریتانیا]/[ˈmembreɪn baʊnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محیط با غشایی؛ متصل به غشایی؛ محصور در یک غشایی.

عبارات و ترکیب‌ها

membrane-bound protein

پروتئین‌های پیوند شده به غشای سلولی

membrane-bound vesicles

کیسه‌های پیوند شده به غشای سلولی

are membrane-bound

پیوند شده به غشای سلولی هستند

membrane-bound organelles

اتوآن‌های پیوند شده به غشای سلولی

membrane-bound domains

دомین‌های پیوند شده به غشای سلولی

membrane-bound enzyme

آنزیم‌های پیوند شده به غشای سلولی

being membrane-bound

پیوند شدن به غشای سلولی

membrane-bound receptor

گیرنده‌های پیوند شده به غشای سلولی

membrane-bound structures

ساختارهای پیوند شده به غشای سلولی

membrane-bound lipids

لیپیدهای پیوند شده به غشای سلولی

جملات نمونه

the cell's membrane-bound organelles are crucial for its function.

اترکیب‌های غشایی سلول برای عملکرد آن ضروری هستند.

membrane-bound ribosomes synthesize proteins within the cell.

ریبوزوم‌های غشایی پروتئین‌ها را در داخل سلول سنتز می‌کنند.

many enzymes are membrane-bound and facilitate biochemical reactions.

بیشتر آنزیم‌ها غشایی هستند و واکنش‌های شیمیایی را تسهیل می‌کنند.

the endoplasmic reticulum contains membrane-bound structures.

ریپوسرم اندوپلاسمیک ساختارهای غشایی دارد.

membrane-bound vesicles transport molecules between organelles.

کیسه‌های غشایی مولکول‌ها را بین ارگانل‌ها حمل می‌کنند.

golgi apparatus contains membrane-bound cisternae for processing.

دستگاه گلی مجاری غشایی برای پردازش دارد.

mitochondria possess membrane-bound cristae to increase surface area.

میتوکندری‌ها کریستا‌های غشایی دارند تا سطح را افزایش دهند.

the plasma membrane is a selectively permeable, membrane-bound barrier.

غشای پلاسمایی یک مانع غشایی با نفوذ انتخابی است.

membrane-bound atpases actively transport ions across the membrane.

آتپازهای غشایی یون‌ها را به طور فعال از طریق غشای انتقال می‌دهند.

lysosomes are membrane-bound organelles containing digestive enzymes.

لیزوزوم‌ها اترکیب‌های غشایی هستند که آنزیم‌های هضم دارند.

the peroxisome is a membrane-bound organelle involved in lipid metabolism.

پروکسیوم یک اترکیب غشایی است که در متابولیسم چربی‌ها دخالت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید