menacer someone
تهدید کردن کسی
menacers nearby
تهدیدکنندگانی در نزدیکی
menacer threats
تهدیدات تهدیدکننده
menacers returned
تهدیدکنندگان بازگشتند
the mayor called the anonymous letters a menacer of public order.
شهردار نامههای ناشناس را تهدیدی برای نظم عمومی خواند.
cyber investigators tracked the menacer behind repeated data breaches.
محققان سایبری، مردد تهدید را در پشت حملات مکرر به دادهها ردیابی کردند.
neighbors reported the menacer who kept stalking families at dusk.
همسایهها مردد را که به تعقیب خانوادهها در هنگام غروب ادامه میداد گزارش کردند.
the court issued a restraining order against the menacer after months of threats.
دادگاه پس از ماهها تهدید، حکم منع دادخواست را علیه مردد صادر کرد.
police warned that the armed menacer might try to flee the city.
پلیس هشدار داد که مردد مسلح ممکن است سعی کند از شهر فرار کند.
her manager treated the online menacer as a serious security risk.
مدیر او مردد آنلاین را به عنوان یک خطر امنیتی جدی تلقی کرد.
the serial menacer targeted small businesses with extortion demands.
مردد سریالی، کسب و کارهای کوچک را با درخواستهای اخاذی هدف قرار داد.
after the warning call, staff locked the doors to keep the menacer out.
پس از تماس هشدار، کارکنان برای جلوگیری از ورود مردد، درها را قفل کردند.
they installed cameras to identify the menacer responsible for vandalism.
آنها دوربینهایی نصب کردند تا مرددی که مسئولیت خرابکاری را بر عهده داشت شناسایی کنند.
witnesses described the menacer as calm, persistent, and hard to deter.
شهود مردد را آرام، پیگیر و سخت برای منصرف کردن توصیف کردند.
to protect patients, the clinic hired guards against any potential menacer.
برای محافظت از بیماران، کلینیک برای محافظت در برابر هر مردد احتمالی، نگهبان استخدام کرد.
the prosecutor argued that the menacer posed an ongoing threat to the community.
دادستان استدلال کرد که مردد یک تهدید مداوم برای جامعه به شمار میرود.
menacer someone
تهدید کردن کسی
menacers nearby
تهدیدکنندگانی در نزدیکی
menacer threats
تهدیدات تهدیدکننده
menacers returned
تهدیدکنندگان بازگشتند
the mayor called the anonymous letters a menacer of public order.
شهردار نامههای ناشناس را تهدیدی برای نظم عمومی خواند.
cyber investigators tracked the menacer behind repeated data breaches.
محققان سایبری، مردد تهدید را در پشت حملات مکرر به دادهها ردیابی کردند.
neighbors reported the menacer who kept stalking families at dusk.
همسایهها مردد را که به تعقیب خانوادهها در هنگام غروب ادامه میداد گزارش کردند.
the court issued a restraining order against the menacer after months of threats.
دادگاه پس از ماهها تهدید، حکم منع دادخواست را علیه مردد صادر کرد.
police warned that the armed menacer might try to flee the city.
پلیس هشدار داد که مردد مسلح ممکن است سعی کند از شهر فرار کند.
her manager treated the online menacer as a serious security risk.
مدیر او مردد آنلاین را به عنوان یک خطر امنیتی جدی تلقی کرد.
the serial menacer targeted small businesses with extortion demands.
مردد سریالی، کسب و کارهای کوچک را با درخواستهای اخاذی هدف قرار داد.
after the warning call, staff locked the doors to keep the menacer out.
پس از تماس هشدار، کارکنان برای جلوگیری از ورود مردد، درها را قفل کردند.
they installed cameras to identify the menacer responsible for vandalism.
آنها دوربینهایی نصب کردند تا مرددی که مسئولیت خرابکاری را بر عهده داشت شناسایی کنند.
witnesses described the menacer as calm, persistent, and hard to deter.
شهود مردد را آرام، پیگیر و سخت برای منصرف کردن توصیف کردند.
to protect patients, the clinic hired guards against any potential menacer.
برای محافظت از بیماران، کلینیک برای محافظت در برابر هر مردد احتمالی، نگهبان استخدام کرد.
the prosecutor argued that the menacer posed an ongoing threat to the community.
دادستان استدلال کرد که مردد یک تهدید مداوم برای جامعه به شمار میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید