merited

[ایالات متحده]/ˈmɛrɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته; حق
v. شایسته بودن; ارزشمند بودن

عبارات و ترکیب‌ها

merited attention

توجه شایسته

merited recognition

شناسایی شایسته

merited praise

تعریف شایسته

merited reward

پاداش شایسته

merited respect

احترام شایسته

merited success

موفقیت شایسته

merited trust

اعتماد شایسته

merited opportunity

فرصت شایسته

merited support

حمایت شایسته

merited position

موقعیت شایسته

جملات نمونه

her hard work merited a promotion.

تلاش زیاد او شایسته ترفیع بود.

the team merited recognition for their achievements.

گروه برای دستاوردهایشان شایسته قدردانی بود.

his bravery merited a medal.

شجاعت او شایسته دریافت مدال بود.

the project merited further funding.

این پروژه شایسته تامین بودجه بیشتر بود.

she felt that her efforts merited appreciation.

او احساس کرد که تلاش‌هایش شایسته قدردانی است.

his contributions to the community merited praise.

مشارکت‌های او در جامعه شایسته تحسین بود.

the book merited a second reading.

این کتاب شایسته یک بار دیگر خواندن بود.

they believed the cause merited their support.

آنها معتقد بودند که این هدف شایسته حمایت آنهاست.

the artist's talent merited recognition.

استعداد هنرمند شایسته قدردانی بود.

his dedication to the project merited respect.

تعهد او به پروژه شایسته احترام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید